وبلاگ

فولاد 1.6580

6580

فولاد DIN 1.6580 (30CrNiMo8) یک فولاد کم‌آلیاژ و قابل عملیات حرارتی است که برای قطعاتی انتخاب می‌شود که کوچک‌ترین شکست در آن‌ها می‌تواند به خرابی‌های فاجعه‌بار منجر شود. حضور نیکل (حدود ۲٪) باعث عمق سخت‌شوندگی بالا و تافنس عالی، به‌ویژه در دماهای پایین، می‌شود و آن را از فولادهای معمولی مانند 42CrMo4 متمایز می‌کند. این فولاد در کاربردهای فوق‌سنگین مانند میل‌لنگ‌های حجیم، روتورهای توربین و سازه‌های ارابه فرود هواپیما استفاده می‌شود و با ترکیب کم‌نظیر استحکام، چقرمگی و مقاومت خستگی، شکاف میان فولادهای ساختمانی معمولی و فولادهای فوق‌پیشرفته مانند مارجینگ را پر می‌کند؛ انتخاب آن نه برای کاهش هزینه، بلکه برای اطمینان از عمر خستگی و ایمنی در شرایط بارگذاری شدید است.

6580

اگرچه 30CrNiMo8 (1.6580) تحت استاندارد EN 10083-3 تعریف می‌شود، در کشورهای مختلف معادل‌های نزدیکی مانند AISI 4340 در آمریکا، SNCM431 در ژاپن، EN24 در بریتانیا و گریدهای مشابه در چین و فرانسه دارد، اما تفاوت‌های جزئی در محدوده عناصر آلیاژی—به‌ویژه مقدار کربن در 4340—می‌تواند روی دماهای تحول و سخت‌شوندگی تأثیر بگذارد. بنابراین، هرچند این فولاد در زنجیره تأمین جهانی تقریباً همه‌جا در دسترس و شناخته‌شده است، جایگزینی مستقیم میان استانداردها بدون بررسی ترکیب دقیق و تنظیم عملیات حرارتی می‌تواند منجر به خطاهای فنی و مشکلاتی مانند ترک‌خوردگی در کوئنچ شود [1, 2].

  • ترکیب شیمیایی فولاد 6580 [2].
عنصر کربن منگنز سیلیسیوم کروم مولیبدن نیکل فسفر گوگرد
1.6580 34/0 – 26/0 80/0 – 30/0 40/0 ≥ 20/2 – 80/1 50/0 – 30/0 20/2 – 80/1 035/0 ≥ 035/0 ≥

عملکرد برجسته فولاد 30CrNiMo8 ناشی از تعامل هم‌افزای عناصر آلیاژی آن است، نه صرفاً حضور هر یک از این عناصر به‌طور مستقل. کربن موجود در این فولاد به عنوان پایه سخت‌شوندگی عمل می‌کند و سطح متوسط آن باعث می‌شود که مارتنزیت تشکیل‌شده نه تنها سخت بلکه نسبتاً چقرمه باشد، که ریسک ترک‌های ناشی از عملیات کوئنچ را کاهش می‌دهد. نیکل به‌عنوان عامل اصلی افزایش تافنس عمل می‌کند و با حل شدن در فریت، دمای گذار از حالت چقرمه به حالت ترد را پایین می‌آورد، بنابراین فولاد حتی در دماهای زیر صفر نیز مقاومت ضربه‌ای خوبی دارد. کروم به شکل‌گیری کاربیدها کمک می‌کند، سخت‌شوندگی را افزایش می‌دهد و مقاومت نسبی در برابر اکسیداسیون و سایش فراهم می‌آورد، در حالی که مولیبدن نه تنها به سختی عمقی و استحکام در دماهای بالا می‌افزاید، بلکه از پدیده تردی تمپرینگ جلوگیری می‌کند که در آن ناخالصی‌ها در مرز دانه‌ها تجمع می‌کنند.

 

منگنز و سیلیکون نقش‌های تکمیلی و مهمی دارند. منگنز با ترکیب با گوگرد مانع از تردی داغ و نقص‌های ناشی از آن می‌شود و به تقویت محلول جامد کمک می‌کند، در حالی که سیلیکون فریت را تقویت کرده و از رشد سریع سمنتیت در طول تمپرینگ جلوگیری می‌کند. فسفر و گوگرد به حداقل نگه داشته شده‌اند تا از تردی مرز دانه‌ای جلوگیری شود و خواص خستگی عرضی فولاد بهبود یابد. در مجموع، کنترل دقیق ترکیب شیمیایی و نحوه تأثیر هر عنصر بر سینتیک تغییر فاز، امکان می‌دهد که 30CrNiMo8 در کاربردهایی که ترکیبی از سختی، چقرمگی و قابلیت سخت‌شوندگی عمقی مورد نیاز است، عملکردی برجسته و قابل اعتماد ارائه دهد.

فولاد 30CrNiMo8 در حالت آنیل نرم معمولاً به‌صورت ساختار فریتی همراه با کاربیدهای کروی‌شده عرضه می‌شود که سختی آن حداکثر به 248 برینل می‌رسد و همین امر بهترین شرایط را برای ماشین‌کاری، ثبات ابعادی و شکل‌دهی فراهم می‌کند. پس از عملیات کوئنچ و تمپر، این فولاد به خواص نهایی سرویس می‌رسد و به دلیل سختی‌پذیری عمقی بسیار بالا، افت خواص در قطعات ضخیم نیز ناچیز است؛ به‌گونه‌ای که حتی در قطرهای 200 میلی‌متری نیز استحکام تسلیم بالای 750 مگاپاسکال حفظ می‌شود. دمای تمپرینگ نقش مهمی در ایجاد تعادل بین سختی و چقرمگی دارد: تمپر در محدوده 400 تا 650 درجه می‌تواند سختی را از حدود 50 HRC تا 28 HRC کاهش داده و در عوض چقرمگی شارپی را از 25 ژول تا حدود 100 ژول افزایش دهد. با این حال، باید از تمپر کردن در بازه 250 تا 400 درجه خودداری کرد، زیرا این محدوده می‌تواند موجب تردی برگشتی شود [2].

از نظر عملکرد مکانیکی، این فولاد مقاومت خستگی بسیار مطلوبی دارد و حد خستگی آن در خمش دورانی با نسبت تنش R = –1 حدود 280 تا 300 مگاپاسکال گزارش شده است. شات‌پینینگ در سطح قطعه می‌تواند این مقدار را تا 30 درصد افزایش دهد، زیرا تنش‌های فشاری سطحی مانع از جوانه‌زنی ترک می‌شوند.

از نظر چقرمگی شکست، مقدار (KIC) در دمای محیط حدود 115 MPa√m است و حتی در دمای
-20 درجه سلسیوس نیز عملکرد خوبی دارد، هرچند مانند همه فولادهای پر استحکام در برابر تردی هیدروژنی حساس است. رفتار دمای بالا نشان می‌دهد که فولاد تا حدود 400 درجه سلسیوس استحکام خود را حفظ می‌کند و افزودن مولیبدن به بهبود مقاومت خزشی کمک می‌کند، اما برای کار مداوم بالاتر از 500 درجه سلسیوس مناسب نیست؛ جایی که نرخ خزش افزایش یافته و ساختار مارتنزیتی به سرعت نرم می‌شود [3].

فرآیندهای عملیات حرارتی فولاد 1.6580 (30CrNiMo8) نیازمند رعایت دقیق بازه‌های دمایی هستند تا از تشکیل آستنیت باقیمانده و ترک‌های کوئنچ جلوگیری شود. در مرحله بازپخت نرم (Soft Annealing) قطعه تا دمای ۶۵۰ تا ۷۰۰ درجه سلسیوس گرم شده، پس از رسیدن به تعادل حرارتی به‌صورت بسیار آهسته (حدود ۱۰ درجه در ساعت) در کوره سرد می‌شود؛ این فرآیند ریزساختاری شامل فریت با کاربیدهای کروی‌شده ایجاد می‌کند که قابلیت ماشین‌کاری و شکل‌دهی سرد را بهینه می‌سازد. در نرماله کردن (Normalizing) قطعه تا ۸۵۰–۸۸۰ درجه سلسیوس گرم و در هوا سرد می‌شود؛ این مرحله به‌ویژه پس از فورج اهمیت دارد، زیرا ساختار دانه‌ها را ریز و یکنواخت کرده و کاربیدهای درشت ایجادشده در سرمایش آهسته عملیات فورج را دوباره در آستنیت حل می‌کند و بستر مناسب برای سختکاری فراهم می‌سازد. در سختکاری (Quenching)، قطعه ابتدا تا ۸۳۰–۸۶۰ درجه سلسیوس آستنیته شده و سپس در روغن کوئنچ می‌شود. استفاده از آب برای این فولاد ممنوع است، زیرا به‌دلیل سختی‌پذیری بالا ناشی از عناصر Cr، Ni و Mo، شوک حرارتی و تنش‌های ناشی از تبدیل مارتنزیتی باعث ترک‌های فاجعه‌بار می‌شود. روغن سرعت سردسازی کنترل‌شده‌ای فراهم می‌کند که ضمن عبور از ناحیه پرلیت در دیاگرام CCT، اعوجاج را کمینه می‌کند. حضور نیکل سینتیک تحولات را تغییر داده و باعث می‌شود در مقاطع بسیار ضخیم، مرکز قطعه به‌جای مارتنزیت کامل، به بینیت پایینی تبدیل شود که این ساختار نیز به‌دلیل چقرمگی بالا مطلوب است. در مرحله تمپر کردن (Tempering) قطعه تا ۵۴۰–۶۸۰ درجه سلسیوس حرارت داده شده و حداقل دو ساعت نگه‌داری می‌شود تا مارتنزیت تردِ پس از کوئنچ به مارتنزیت برگشت‌کرده (سوربیت) تبدیل شود و انتخاب دمای دقیق، تعادل استحکام-چقرمگی را تعیین می‌کند: دماهای پایین‌تر استحکام را حداکثر و دماهای بالاتر داکتیلیته را افزایش می‌دهند. طی این فرآیند، رسوب‌گذاری کربن از شبکه مارتنزیتی به‌صورت کاربیدهای انتقالی و سپس سمنتیت انجام می‌شود و در این فولاد، تشکیل کاربیدهای مولیبدن موجب سختی ثانویه و مقاومت بیشتر در برابر نرم‌شدن می‌شود.. وجود مولیبدن باعث ایجاد پدیده سختی ثانویه و تشکیل رسوبات ریز Mo2C می‌شود که با مهار نابه‌جایی‌ها، استحکام را حفظ کرده و انعطاف‌پذیری را بازمی‌گرداند. همچنین تنش‌زدایی در دمای ۱۵۰–۱۸۰ درجه سلسیوس (یا ۵۰ درجه کمتر از دمای تمپر اصلی) پس از ماشین‌کاری خشن انجام می‌شود تا تغییرات ابعادی کاهش یابد. در نهایت، عملیات سرمایش عمیق (DCT) با سردسازی تا دماهای زیر صفر (معمولاً °C–۸۰ یا °C–۱۹۶) بلافاصله پس از کوئنچ انجام می‌شود؛ هدف آن تبدیل آستنیت باقیمانده به مارتنزیت است، زیرا به‌دلیل حضور نیکل و کروم دمای پایان تبدیل مارتنزیت (Mf) می‌تواند زیر دمای محیط باشد. این عملیات پایداری ابعادی قطعه و مقاومت سایشی را با حذف فاز نرم آستنیت باقیمانده به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد [4].

مهندسی سطح در فولاد 30CrNiMo8 نقش کلیدی در افزایش مقاومت سایشی، خستگی و پایداری سطحی دارد، زیرا هرچند هسته این فولاد استحکام و چقرمگی سازه‌ای را تأمین می‌کند، عملکرد واقعی قطعاتی مانند چرخ‌دنده، میل‌لنگ و شفت تحت بارگذاری‌های تماسی و چرخه‌ای به کیفیت سطح وابسته است. نیتریداسیون—در قالب گاز، پلاسما و به‌ویژه Active Screen Plasma Nitriding (ASPN) — بهترین روش برای این فولاد محسوب می‌شود، زیرا در دمای پایین و بدون اعوجاج، لایه ترکیبی یکنواختی شامل فازهای ε و γ’ و ناحیه نفوذی عمیق تشکیل می‌دهد. ASPN مشکلات روش پلاسما سنتی مانند اثر لبه و hollow cathode  را حذف کرده و امکان دستیابی به عمق سختی 8/0 تا ۱ میلی‌متر را فراهم می‌کند که برای چرخ‌دنده‌های باربر، ظرفیت تحمل بار را تقریباً هم‌تراز با فولادهای کربوره‌شده فراهم می‌سازد. بهبود حاصل از این روش، علاوه بر سختی سطح، شامل افزایش تنش‌های فشاری پایدار و کاهش تمرکز تنش نیز هست.[5, 6].

کربوریزاسیون نیز برای 30CrNiMo8 امکان‌پذیر است و در کاربردهای بسیار سنگین، مانند سیستم‌های تعلیق یا اجزای معدنی، مقاومت سایشی فوق‌العاده‌ای فراهم می‌کند. با این حال، به دلیل کربن پایۀ بالا (≈0.30%C)، تافنس هسته نسبت به فولادهای کم‌کربنِ مخصوص کربوره‌کاری مانند 18CrNiMo7-6 پایین‌تر است. همچنین درصدهای بالای Ni و Cr باعث پایداری آستنیت شده و احتمال حضور آستنیت باقی‌مانده در لایه را افزایش می‌دهند که معمولاً با سرمایش عمیق اصلاح می‌شود. نتایج آزمون‌های سایشی نشان می‌دهد کربوره‌کاری و نیتروکربوره‌کاری مقاومت سایش را در مقایسه با حالت Q&T به‌طور چشمگیر افزایش داده و در تماس‌های تریبیولوژیک شدید عملکرد بسیار قابل قبولی دارند [7].

در بخش عملیات سخت‌کاری سطحی، سخت‌کاری القایی و سخت‌کاری لیزری هر دو پاسخ بسیار خوبی از این فولاد می‌گیرند. سخت‌کاری القایی با فرکانس‌های ۱۰ تا ۳۰ kHz عمق سختی ۲ تا ۵ میلی‌متر و سختی سطح ۵۳–۵۸ HRC ایجاد می‌کند و برای شفت‌ها و ژورنال‌های میل‌لنگ مناسب است. سخت‌کاری لیزری نیز با پدیدۀ self-quenching مارتنزیت فوق‌ریز ایجاد می‌کند، اما نیازمند کنترل دقیق چگالی انرژی است تا از ذوب یا back-tempering جلوگیری شود. علاوه بر این، روش‌های مکانیکی مانند شات‌پینینگ و UNSM با ایجاد تنش‌های فشاری پسماند، شروع ترک خستگی را به‌ویژه در نواحی حساس مانند ناچ‌ها به تأخیر می‌اندازند. UNSM علاوه بر سختی بالاتر سطح، لایه‌ای نانوساختار شده ایجاد می‌کند که پایداری تنش فشاری و عمر خستگی را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

بورنایزینگ یکی از فرایندهای سطحی بسیار قدرتمند برای افزایش مقاومت سایشی فولاد 30CrNiMo8 (1.6580) است و در دمای 850 تا 950 درجه سلسیوس انجام می‌شود؛ طی این فرایند، اتم‌های بور به سطح فولاد نفوذ کرده و لایه‌هایی از بوریدهای آهن FeB و Fe2B تشکیل می‌دهند که سختی فوق‌العاده‌ای در حدود 1600 تا 2000 HV ایجاد می‌کنند، مقداری که به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از سختی لایه‌های نیتریده است. این لایه‌ی بسیار سخت باعث می‌شود فولاد در برابر سایش ساینده شدید عملکردی بی‌رقیب داشته باشد و در کاربردهایی که ذرات سخت به‌طور پیوسته در تماس با سطح هستند، دوام آن به‌طور چشمگیری افزایش یابد. بااین‌حال، لایه بوریدی به دلیل ماهیت ترد خود در برابر تنش‌های ضربه‌ای یا خستگی سطحی حساس است و در صورت بارگذاری ناپیوسته یا شوک می‌تواند دچار ترک شود. بنابراین بورنایزینگ برای 30CrNiMo8 معمولاً در قطعاتی به‌کار می‌رود که سایش بسیار شدید اما ضربه کم دارند، مانند اوگرهای پمپ، قطعات انتقال دوغاب‌های ساینده، و اجزای سایش‌پذیری که در صنایع معدنی و حفاری تحت بارهای سایشی مداوم کار می‌کنند.

در نهایت، پوشش‌های اصطکاکی و ضدسایش مانند PVD و DLC زمانی بیشترین کارایی را دارند که به‌صورت دوگانه (Duplex Treatment) همراه با نیتریداسیون اعمال شوند. بدون این لایه میانی سخت، پوشش‌ها تحت بارگذاری تماسی دچار شکست «تخم‌مرغی» می‌شوند، اما وجود لایۀ نیتریده، چسبندگی پوشش، مقاومت خراش و پایداری تماس را به‌شدت افزایش می‌دهد. نتایج آزمون‌های خراش نشان می‌دهد که سطوح نیتریده‌شده + پوشش PVD/DLC عملکردی بسیار برتر از سطوح صرفاً پوشش‌خورده دارند، زیرا شیب سختی مناسبی ایجاد شده و از تمرکز تنش جلوگیری می‌شود. در نتیجه، ترکیب نیتریداسیون با پوشش‌های پیشرفته بهترین راهکار برای افزایش طول عمر قطعات فولاد 30CrNiMo8 در کاربردهای سایشی و خستگی‌محور است [8, 9].

در مجموع، فولاد 30CrNiMo8 از نظر خستگی، سایش و دوام حرارتی-مکانیکی عملکرد بسیار قابل‌اعتمادی دارد و برای قطعاتی که تحت بارگذاری‌های سیکلی و تماس‌های شدید قرار می‌گیرند یکی از انتخاب‌های صنعتی مهم محسوب می‌شود. این فولاد با حد خستگی حدود 280 مگاپاسکال در خمش معکوس، مقاومت خوبی در برابر رشد ترک‌های خستگی نشان می‌دهد و رفتار آن در بارگذاری‌های چندمحوری نیز پایدار است؛ هرچند نواحی تمرکز تنش مانند شیارها می‌توانند نقاط ضعف بالقوه باشند. سطح و تنش‌های پسماند نقش تعیین‌کننده‌ای دارند و به همین دلیل فرایندهایی مانند شات‌پینینگ یا deep rolling برای افزایش عمر خستگی رایج‌اند. از نظر سایش، 30CrNiMo8 در وضعیت Q&T عمدتاً با مکانیزم سایش اکسیداسیونی عمل می‌کند؛ لایه اکسیدی تشکیل‌شده می‌تواند نقش روانکار جامد داشته باشد، اما در صورت تجمع گرما یا ریزترک‌ها، ورقه‌ورقه شدن و سایش چسبنده رخ می‌دهد. برای افزایش مقاومت سایشی در کاربردهای شدید، معمولاً از نیتریداسیون یا بورونایزینگ استفاده می‌شود تا سختی سطحی به‌طور قابل‌توجهی تقویت گردد.

در رفتار دمایی، این فولاد تا حدود 400 درجه سلسیوس ساختار و استحکام خود را حفظ می‌کند، اما در دماهای بالاتر به‌سرعت دچار برگشت مارتنزیت و افت سختی می‌شود و بنابراین گزینه‌ای برای سرویس‌های دمای بالا یا مقاوم به خزش نیست. از نظر خوردگی نیز به دلیل کروم کم، فولادی فعال و غیرپسیو بوده و در محیط‌های کلریدی به سرعت دچار انحلال می‌شود، ازاین‌رو حفاظت‌هایی مانند پوشش Zn-Ni در خودرو، یا کادمیم‌کاری در هوافضا ضروری است. در کاربردهای دریایی نیز معمولاً با سوپرآلیاژهایی مانند Inconel 625 روکش می‌شود تا ترکیبی از استحکام بالا و مقاومت خوردگی مطلوب ایجاد گردد. در مجموع، تلفیق مقاومت خستگی مناسب، سختی بالا، قابلیت عملیات سطحی و جوش‌پذیری مطلوب در فرایندهای حالت جامد، این فولاد را به گزینه‌ای ایده‌آل برای قطعات حساس مانند میل‌لنگ، چرخ‌دنده، chain links و blisks تبدیل کرده است.

فولاد 1.6580 به دلیل استحکام بالا، تافنس قابل‌اعتماد و قابلیت سخت‌شدن در مقاطع بزرگ، در طیف گسترده‌ای از صنایع حیاتی به‌کار می‌رود. در خودرو به‌عنوان متریال اصلی میل‌لنگ‌های دیزلی سنگین، دنده‌های گیربکس و سگدست‌ها استفاده می‌شود؛ در هوافضا برای قطعات حساس مانند استرات‌های ارابه فرود، شفت‌های روتور و فست‌های بسیار مقاوم به ضربه—البته معمولاً با پالایش ESR یا VAR برای کاهش آخال‌ها—به کار می‌رود. صنایع انرژی نیز از این آلیاژ برای روتورهای توربین، شفت ژنراتورها و پیچ‌های توربین بادی استفاده می‌کنند، در حالی‌که در صنایع دفاعی، این فولاد ماده‌ای استاندارد برای میله‌های پیچشی و شفت‌های محرک خودروهای زرهی است. این انتخاب گسترده ناشی از مجموعه‌ای از مزایاست: سخت‌پذیری عمقی عالی که امکان سخت‌کاری یکنواخت مقاطع تا حدود 250 میلی‌متر را فراهم می‌کند، تافنس قابل اتکا در دماهای پایین به‌واسطه نیکل که از شکست ترد جلوگیری می‌کند، و سازگاری با طیف وسیعی از عملیات‌های سطحی مانند نیتریداسیون، سخت‌کاری لیزری و پوشش‌های PVD که امکان افزایش عمر کاری در محیط‌های سایش‌زا را فراهم می‌سازد.

در مقابل، این فولاد با وجود کارایی بالا محدودیت‌هایی نیز دارد. جوش‌پذیری آن ضعیف است و حرارت‌دیدگی حین جوشکاری منجر به تشکیل مارتنزیت ترد و ایجاد ترک در منطقه HAZ می‌شود، به‌طوری‌که فرایند جوشکاری تنها با پیش‌گرم‌های بالای 300 درجه و تنش‌زدایی فوری قابل‌قبول است. مقاومت به خوردگی ذاتی در آن وجود ندارد و محافظت کامل سطحی باید از طریق پوشش‌ها یا عملیات‌های تکمیلی اعمال شود. همچنین ماشینکاری آن نسبت به فولادهایی مانند 4140 دشوارتر است، زیرا وجود نیکل و استحکام بالا در حالت کوئنچ و تمپر، رفتار «چسبنده» و مقاومت بالاتر در برابر براده‌برداری ایجاد می‌کند. با وجود این محدودیت‌ها، 30CrNiMo8 همچنان یکی از پایدارترین انتخاب‌ها برای قطعات بزرگ و پرفشار است؛ زیرا با کوئنچ در روغن و تمپرینگ دمای بالا، همراه با فناوری‌های نوین مهندسی سطح، عملکردی ارائه می‌دهد که بسیاری از آلیاژهای ساده‌تر قادر به تأمین آن نیستند.

 

 

 

منابع

[1]     BS EN 10083-3, Steels for quenching and tempering – Part 3: Technical delivery conditions for alloy steels, BSI, London, 2016.

[2]     C. W. Wegst, Stahlschlüssel = Key to Steel, 16 ed. Marbach: Verlag Stahlschlüssel Wegst GmbH, 1992.

[3]     J. Brnic, S. Krscanski, and M. Brcic, “Analysis of the mechanical response of materials used in design for highly stressed components,” 2019, vol. 625: IOP Publishing, 1 ed., p. 012003.

[4]     S. Rusz, I. Schindler, J. DÄNemark, P. Kawulok, R. Kawulok, and P. OpĚLa, “INFLUENCE OF CHEMICAL CONTENT OF STEELS ON THE MS AND MF TEMPERATURES,” 2016.

[5]     Y. Li, L. Wang, D. Zhang, and L. Shen, “Improvement of corrosion resistance of nitrided low alloy steel by plasma post-oxidation,” Applied Surface Science, vol. 256, no. 13, pp. 4149–4152, 2010.

[6]     S. Ahangarani, A. R. Sabour, and F. Mahboubi, “Surface modification of 30CrNiMo8 low-alloy steel by active screen setup and conventional plasma nitriding methods,” Applied Surface Science, vol. 254, no. 5, pp. 1427–1435, 2007.

[7]     Ö. F. Çoşkun, A. Eğercioğlu, G. Özdemir, and H. Mindivan, “The Influence of the Carburizing Process on the Impact-Sliding Wear Behavior of 14NiCr14 Steel,” Eurasian Journal of Science Engineering and Technology, vol. 5, no. 1, pp. 1–8, 2024.

[8]     A. Wagner, C. Übleis, M. Krawinkler, C. Dipolt, and V. Strobl, “Corrosion Resistance and Tribological Behavior of PACVD Coated and Gas Nitrided Surfaces as Alternative to Hard Chromium for Piston Rod Coatings,” BHM Berg-und Hüttenmännische Monatshefte, vol. 166, no. 9, pp. 458–471, 2021.

[9]     S. S. R. Ahmed, B. A. T. Szilagyine, and M. M. R. Berkes, “The effect of surface preparation on friction and wear behaviour of DLC coated X42Cr13 plastic mold tool steel,” Tehnika, vol. 74, no. 2, pp. 175–180, 2019.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *