فولاد 1.7711 که در استانداردهای اروپایی با نام 40CrMoV4-6 شناخته میشود، یکی از فولادهای کمآلیاژ پیشرفته از خانواده کروم–مولیبدن–وانادیوم (Cr–Mo–V) است که بهطور ویژه برای کاربردهای دما بالا و بارگذاریهای سنگین طراحی شده است. این فولاد به دلیل ترکیب شیمیایی مهندسیشده و قابلیت عملیات حرارتی دقیق، توانایی دستیابی به استحکام تسلیم بالا، پایداری ریزساختاری و مقاومت قابلتوجه در برابر خزش را تا دماهای حدود 540 تا 560 درجه سانتیگراد داراست. به همین دلیل، 1.7711 بهعنوان مادهای راهبردی در ساخت استادبولتها و پیچهای توربین گازی و بخاری، فلنجهای مخازن تحت فشار، اجزای نیروگاهی و قطعات بحرانی صنایع پتروشیمی مورد استفاده قرار میگیرد؛ کاربردهایی که در آنها ایمنی، طول عمر و قابلیت اطمینان مطلق اهمیت حیاتی دارد.

اهمیت فولاد 1.7711 زمانی برجستهتر میشود که آن را با فولادهای کمآلیاژ متداولتری مانند 42CrMo4 مقایسه کنیم. حضور وانادیوم بهعنوان عنصر میکروآلیاژی کلیدی، رفتار متالورژیکی این فولاد را در دماهای بالا متحول میسازد. وانادیوم با تشکیل کاربیدهای بسیار پایدار و ریزدانه، پدیده سختشوندگی ثانویه را فعال کرده و از بازیابی، نرمشدگی و درشتشدن دانهها در شرایط سرویس طولانیمدت جلوگیری میکند. در نتیجه، خواص مکانیکی فولاد 1.7711 در بازه زمانی طولانی و تحت تنشهای مداوم، بهمراتب پایدارتر از فولادهای فاقد وانادیوم باقی میماند.
با این حال، علیرغم عملکرد ممتاز در حجم، خواص سطحی فولاد 1.7711 همواره پاسخگوی الزامات سختگیرانهای سرویسهای مدرن نیست. حساسیت به سایش، گالینگ و انواع خوردگی، بهویژه در محیطهای حاوی کلرید یا در تماسهای تحت فشار بالا، میتواند عمر خستگی قطعه را بهشدت کاهش دهد. از اینرو، مهندسی سطح از طریق فرآیندهایی نظیر نیتراسیون پلاسما، بورایدینگ و پوششهای PVD بهعنوان مکملی ضروری برای بهرهبرداری ایمن و بلندمدت از این فولاد مطرح میشود و امکان ایجاد یک سیستم هسته–سطح بهینه را فراهم میسازد.
در بازار جهانی متالورژی و زنجیره تأمین تجهیزات صنعتی، شناسایی دقیق متریال پیششرط تضمین کیفیت، ایمنی و قابلیت اطمینان در سرویس است. فولاد 1.7711 بر اساس مجموعهای دقیق از الزامات شیمیایی و مکانیکی تعریف میشود که عملکرد پایدار آن را در شرایط دمای بالا تضمین میکند. نامگذاری 1.7711 یک Werkstoffnummer متعلق به سیستم استاندارد آلمانی DIN است که همچنان در بسیاری از پروژههای مهندسی اروپا کاربرد دارد. معادل مستقیم و مدرن این فولاد در استاندارد اروپایی EN 10269 با عنوان 40CrMoV4-6 معرفی شده است؛ استانداردی که بهطور خاص برای فولادها و آلیاژهای مورد استفاده در پیچها و اتصالات با خواص مشخص در دماهای بالا تدوین شده و کنترل سختگیرانهای بر عناصر مضر مانند فسفر و گوگرد اعمال میکند [1, 2].

در سطح بینالمللی، مهمترین و رایجترین معادل تجاری فولاد 1.7711، مشخصه آمریکایی
ASTM A193 Grade B16 است که بهعنوان استاندارد غالب برای پیچها و استادبولتهای دما بالا در نیروگاهها، پالایشگاهها و صنایع پتروشیمی شناخته میشود. اگرچه ترکیب شیمیایی B16 از نظر عناصر اصلی کروم، مولیبدن و وانادیوم با 1.7711 سازگار است، اما تفاوتهای جزئی در حدود مجاز برخی عناصر—بهویژه کربن—میتواند بر رفتار عملیات حرارتی، جوشپذیری و پاسخ خزشی فولاد اثرگذار باشد. سایر نامگذاریها مانند UNS K14072، 40CDV4-6 در سیستم AFNOR فرانسه و استانداردهای قدیمیتر بریتانیایی نیز همگی به همین خانواده فولادهای Cr-Mo-V اشاره دارند، هرچند امروزه عمدتاً با نامگذاریهای EN و ASTM جایگزین شدهاند.
تمایز مهندسی میان فولاد 1.7711 / ASTM A193 B16 و فولاد بسیار متداولتر ASTM A193 B7 (معادل 42CrMo4 یا AISI 4140) از اهمیت حیاتی برخوردار است. فولاد B7 اگرچه استحکام بالایی در دمای محیط دارد، اما به دلیل عدم حضور وانادیوم در دماهای بالاتر از حدود 400–450 درجه سلسیوس دچار ریلکسیشن تنش و افت نیروی پیشبار میشود. در مقابل، وجود وانادیوم در 1.7711 و B16 با تشکیل کاربیدهای پایدار و فعالسازی سختشوندگی ثانویه، پایداری ریزساختار را در بازه دمایی 450 تا 540 درجه سلسیوس تضمین میکند. ازاینرو، جایگزینی نادرست B7 بهجای B16 در کاربردهای بحرانی مانند پیچهای پوسته توربین یا فلنجهای دما بالا، علیرغم شباهت خواص در دمای محیط، میتواند به نشتی، کاهش پیشتنیدگی و در نهایت شکست ناشی از خزش منجر شود.

- ترکیب شیمیایی فولاد 7711 [1, 2].
| عنصر | کربن | منگنز | سیلیسیوم | کروم | مولیبدن | وانادیوم | فسفر | گوگرد | آلومینیوم |
| 1.7711 | 44/0 – 36/0 | 85/0 – 45/0 | 40/0 ≥ | 20/1 – 90/0 | 35/0 – 25/0 | 25%-35%-50%-65% | 025/0 ≥ | 030/0 ≥ | 015/0 ≥ |
خواص فولاد 1.7711 مستقیماً از ترکیب شیمیایی مهندسیشده آن ناشی میشود. این فولاد یک فولاد کمآلیاژ هیپویوتکتوئید است که برای عملیات کوئنچ و تمپر طراحی شده و تعادل دقیقی میان سختپذیری، مقاومت به نرمشدگی در تمپر و چقرمگی ایجاد میکند. کربن پایه لازم برای دستیابی به ساختار مارتنزیتی مقاوم را فراهم میسازد، در حالی که کروم و مولیبدن با افزایش عمق سختشوندگی و استحکام زمینه، پایداری خواص مکانیکی را در دماهای بالا تضمین میکنند. نقش کلیدی وانادیوم در این فولاد، فعالسازی سختشوندگی ثانویه از طریق تشکیل کاربیدهای بسیار ریز و پایدار در حین تمپر است؛ این ذرات با مهار حرکت نابجاییها از بازیابی ریزساختار جلوگیری کرده و مقاومت خزشی و پایداری استحکام را در سرویسهای طولانیمدت بهطور چشمگیری افزایش میدهند. همزمان، مولیبدن با کاهش تمایل به تردی تمپر، چقرمگی فولاد را در شرایط دمایی بحرانی حفظ میکند. این همافزایی عناصر آلیاژی، علاوه بر بهبود خواص حجمی، بستر مناسبی برای فرآیندهای مهندسی سطح نیز فراهم میآورد، زیرا کروم، مولیبدن و وانادیوم همگی عناصر نیتریدزا هستند و در عملیاتهایی مانند نیتراسیون، امکان ایجاد لایههای سطحی سخت، پایدار و مقاوم به سایش را فراهم میکنند [1, 3].
پروفایل خواص مکانیکی فولاد 1.7711 بهشدت به شرایط عملیات حرارتی و ابعاد مقطع قطعه وابسته است که این موضوع بهعنوان اثر جرمی شناخته میشود. حالت تحویل استاندارد این فولاد برای کاربردهای بحرانی، وضعیت کوئنچ و تمپر (+QT) است که در آن تعادل بهینهای میان استحکام، چقرمگی و پایداری ریزساختار حاصل میشود. در دمای محیط، این فولاد ترکیبی از استحکام کششی بالا، نسبت تسلیم مناسب و شکلپذیری قابل قبول از خود نشان میدهد. کاهش جزئی استحکام تسلیم در مقاطع ضخیمتر ناشی از نرخ سردشدن کمتر در حین کوئنچ است، اما حتی در این شرایط نیز خواص مکانیکی در محدودهای باقی میمانند که برای پیچها و قطعات سازهای دما بالا کاملاً قابلاعتماد است. نسبت تسلیم مناسب نشاندهنده وجود حاشیه ایمن تغییر شکل پلاستیک پیش از شکست بوده و انرژی ضربهای در دمای محیط، اگرچه بهاندازه فولادهای آلیاژی نیکلدار بالا نیست، اما برای اغلب کاربردهای سازهای کفایت میکند [1].
- خواص مکانیکی فولاد 7711 در دمای محیط و شرایط QT+ [1, 2].
| ضخامت | استحکام کششی (MPa) | استحکام تسلیم (MPa) | ازدیاد طول (%) | کاهش سطح مقطع (%) | انرژی ضربه (J) | سختی برینل (HB) | سختی راکول (HRC) |
| 100 ≤ | 1000 – 850 | 700 ≤ | 14 ≤ | 45 ≤ | 30 ≤ | 298 – 253 | 32 – 25 |
| 100 ≥ | 1000 – 850 | 640 ≤ | 14 ≤ | 45 ≤ | 25 ≤ | 298 – 253 | 32 – 25 |
ویژگی متمایزکننده فولاد 1.7711، حفظ استحکام در دماهای بالا است. با افزایش دما، استحکام تسلیم بهصورت تدریجی کاهش مییابد، اما تا حدود 500 درجه سانتیگراد بخش قابلتوجهی از استحکام دمای محیط حفظ میشود. این رفتار، نتیجه پایداری کاربیدهای آلیاژی—بهویژه کاربیدهای وانادیوم—و مقاومت ریزساختار در برابر بازیابی است. با این حال، در بازه دمایی بالاتر، بهویژه نزدیک به 550 تا 600 درجه سانتیگراد، افت شدیدتری در استحکام مشاهده میشود که نشاندهنده رسیدن به حد متالورژیکی فولاد و افزایش نرخ درشتشدن کاربیدها و نرمشدگی زمینه است. به همین دلیل، فولاد 1.7711 معمولاً برای سرویس پیوسته در دماهای بالاتر از این محدوده توصیه نمیشود.
برای کاربردهای بلندمدت، بهویژه در بازههای زمانی چند دههزار تا صدهزار ساعت، مقاومت خزشی و عمر تا گسیختگی خزشی معیار اصلی طراحی است و نه صرفاً استحکام تسلیم. در این شرایط، از پارامترهایی مانند لارسون–میلر برای پیشبینی عمر سرویس استفاده میشود. نتایج تجربی نشان میدهد که فولاد 1.7711 در دماهای کاری نزدیک به حد مجاز، رفتار خزشی پایداری دارد، اما حساسیت بالایی به افزایش موضعی دما نشان میدهد؛ بهگونهای که حتی افزایش محدود دما میتواند عمر خزشی را بهطور چشمگیری کاهش دهد. ازاینرو، کنترل دقیق دما، یکنواختی بارگذاری و جلوگیری از نقاط داغ موضعی، نقش تعیینکنندهای در بهرهبرداری ایمن و طولانیمدت از این فولاد ایفا میکند [4-6].
چرخههای عملیات حرارتی فولاد 1.7711 به دلیل حضور عناصر آلیاژی کروم، مولیبدن و وانادیوم دارای پنجره فرایندی نسبتاً محدودی هستند و دستیابی به خواص مطلوب مستلزم کنترل دقیق دما و زمان است. آنیل نرم معمولاً با گرمکردن فولاد تا حدود 680 تا 730 درجه سلسیوس و سپس سردکردن آهسته در کوره انجام میشود تا ساختاری شامل کاربیدهای کرویشده در زمینه فریتی ایجاد شده و قابلیت ماشینکاری به حداکثر برسد. در مرحله سختکاری، فولاد در دمای نسبتاً بالای 880 تا 930 درجه سلسیوس آستنیته میشود تا کاربیدهای پایدار وانادیوم بهطور جزئی حل شده و زمینه برای سختشوندگی ثانویه فراهم گردد؛ سپس کوئنچ معمولاً در روغن یا محیطهای پلیمری انجام میشود تا از ترکخوردگی و اعوجاج جلوگیری شود. ریزساختار حاصل، مارتنزیت سخت و پرتنش است که تنها با تمپر در دماهای بالا، معمولاً در بازه 670 تا 730 درجه سلسیوس، به مارتنزیت تمپرشده پایدار با تعادل مناسب بین استحکام و چقرمگی تبدیل میشود؛ در این مرحله رسوب کاربیدهای ریز وانادیوم و مولیبدن نقش اصلی را در تثبیت خواص دما بالا ایفا میکند. در صورت نیاز، تنشزدایی پس از ماشینکاری در دمایی حدود 600 تا 650 درجه سلسیوس انجام میشود تا پایداری ابعادی و عملکرد مطمئن قطعه در سرویسهای طولانیمدت تضمین گردد [1].
اگرچه فولاد 1.7711 از نظر خواص حجمی، بهویژه استحکام دما بالا و مقاومت به خزش، عملکرد بسیار مطلوبی دارد، اما در بسیاری از کاربردهای صنعتی این خواص سطحی هستند که عمر سرویس قطعه را محدود میکنند. مقاومت سایشی متوسط، تمایل به گالینگ در تماسهای تحت فشار و حساسیت به خوردگی، بهویژه در اتصالات رزوهای و قطعات در حال حرکت، استفاده مستقیم از این فولاد را با چالش مواجه میسازد. به همین دلیل، مهندسی سطح بهعنوان بخش جداییناپذیر طراحی قطعات ساختهشده از 1.7711 مطرح است و هدف آن ایجاد یک سیستم عملکردی گرادیانی شامل هستهای چقرمه و مقاوم به خزش و سطحی سخت، پایدار و مقاوم به سایش و اکسیداسیون است.
نیتراسیون (گازی یا پلاسما) مهمترین و رایجترین عملیات سطحی برای فولادهای Cr–Mo–V از جمله 1.7711 است. در این فرآیند، نیتروژن در دمای حدود 500 تا 550 درجه سلسیوس به سطح فولاد نفوذ کرده و با عناصر آلیاژی کروم، مولیبدن و وانادیوم واکنش میدهد و نیتریدهای بسیار ریز و پایدار تشکیل میدهد. ریزساختار حاصل شامل یک لایه ترکیبی نازک و سخت در سطح و یک ناحیه نفوذی عمیقتر است که سختی آن بهصورت تدریجی کاهش مییابد. فولاد 1.7711 به دلیل حضور وانادیوم، پروفیل سختی مطلوبتری نسبت به فولادهای کروم–مولیبدن بدون وانادیوم نشان میدهد و سختی بالا در عمق بیشتری حفظ میشود. نیتراسیون پلاسما با ایجاد تنشهای فشاری پسماند و کنترل دقیق ضخامت لایه سفید، بهطور قابلتوجهی عمر خستگی و مقاومت به گالینگ اتصالات رزوهای این فولاد را بهبود میبخشد [7-9].
بورایدینگ یکی دیگر از روشهای مؤثر مهندسی سطح برای فولاد 1.7711 است که با نفوذ بور در دماهای بالاتر، معمولاً در بازه 850 تا 950 درجه سلسیوس، منجر به تشکیل بوریدهای بسیار سخت آهن میشود. این لایهها سختیای در حد سرامیکها ایجاد کرده و مقاومت سایشی فوقالعادهای، بهویژه در برابر سایش ساینده، فراهم میکنند. ترکیب شیمیایی 1.7711، بهخصوص حضور وانادیوم، مورفولوژی لایه بوریدی را اصلاح کرده و نسبت به فولادهای ساده کربنی، مرز یکنواختتر و تنشپذیری کمتری ایجاد میکند. با این حال، دمای بالای فرآیند بورایدینگ بالاتر از دمای تمپر این فولاد است و در صورت عدم کنترل، میتواند خواص هسته را تضعیف کند؛ بنابراین این عملیات معمولاً با یک چرخه عملیات حرارتی تکمیلی برای بازیابی خواص مکانیکی هسته همراه میشود [10, 11].
در کاربردهایی که کنترل ابعادی دقیق، اصطکاک پایین یا سختی بسیار بالا بدون تغییرات حرارتی شدید مورد نیاز است، از پوششهای PVD استفاده میشود. فولاد 1.7711 به دلیل دمای تمپر بالای خود، زیرلایهای ایدهآل برای این پوششها محسوب میشود، زیرا فرآیند PVD در دماهای پایینتر انجام شده و باعث نرمشدن هسته نمیگردد. پوششهایی مانند TiN یا پوششهای پیشرفته مبتنی بر HiPIMS، سختی بسیار بالا، چسبندگی عالی و مقاومت سایشی چشمگیری ایجاد میکنند و برای ابزارهای شکلدهی و قطعات دقیق از جنس 1.7711 مناسب هستند. علاوه بر این، در شرایطی که مقاومت به اکسیداسیون در دماهای بالا اهمیت ویژه دارد، آلومینایزینگ با ایجاد لایههای بینفلزی پایدار و تشکیل پوسته محافظ آلومینا، میتواند سطح فولاد را در برابر محیطهای شدیداً اکسیدکننده محافظت کرده و دامنه ایمنی عملکردی آن را گسترش دهد.
عملکرد فولاد 1.7711 در سرویسهای واقعی بهطور مستقیم تحت تأثیر رفتار آن در برابر خستگی، خوردگی و سایش قرار دارد؛ سه مکانیزمی که عامل اصلی اغلب شکستهای صنعتی هستند. از نظر خستگی، این فولاد در حالت کوئنچ و تمپر دارای حد خستگی مناسبی است و در بارگذاریهای سیکلی، بهویژه در دمای محیط، عملکرد قابل قبولی از خود نشان میدهد. با افزایش دما، مقاومت خستگی بهتدریج کاهش مییابد و نقش کیفیت سطح برجستهتر میشود. عملیاتهای مهندسی سطح، بهخصوص نیتراسیون، تأثیر بسیار مثبتی بر عمر خستگی دارند، زیرا تنشهای فشاری پسماند ایجادشده در لایه سطحی از بازشدن و رشد ترکهای ریز سطحی جلوگیری میکنند. با این حال، کنترل دقیق فرآیند ضروری است؛ تشکیل لایه سفید ضخیم و ترد میتواند بهجای بهبود، به نقطه شروع ترک تبدیل شود. در کاربردهای نیروگاهی، شکست پیچهای دما بالا از جنس 1.7711 اغلب ترکیبی از خستگی و خوردگی است، بهگونهای که ایجاد حفرات خوردگی موضعی بهعنوان تمرکز تنش، فرآیند شروع ترک خستگی را بهشدت تسریع میکند.
از منظر خوردگی و سایش، فولاد 1.7711 رفتاری مشابه فولادهای کمآلیاژ دارد و بهطور ذاتی مقاوم به خوردگی نیست. مقدار کروم موجود برای تشکیل لایه پسیو پایدار کافی نبوده و در محیطهای مرطوب، جوی یا دریایی بهسرعت دچار زنگزدگی و حفرهدار شدن میشود؛ این مسئله در محیطهای کلریدی بهمراتب شدیدتر است و بدون پوشش محافظ، استفاده از آن با ریسک بالا همراه خواهد بود. به همین دلیل، پوششهایی نظیر آبکاری روی–نیکل، پوششهای پلیمری کماصطکاک یا نیتراسیون سطحی برای کاهش نرخ خوردگی و افزایش عمر سرویس ضروری هستند. از نظر سایش، فولاد 1.7711 در حالت بدون عملیات سطحی در برابر سایش چسبنده و پدیده گالینگ، بهویژه در اتصالات رزوهای تحت بار بالا، آسیبپذیر است. نیتراسیون با ایجاد سطحی سخت و شبهسرامیکی این مشکل را بهطور مؤثر برطرف میکند، در حالی که برای محیطهای ساینده شدید، روشهایی مانند بورایدینگ یا پوششهای سخت PVD با افزایش چشمگیر سختی سطح، بهترین عملکرد را فراهم میآورند [12].
فولاد 1.7711 (40CrMoV4-6) بیشترین کارایی مهندسی خود را در بازه دمایی حدود 400 تا 550 درجه سلسیوس و تحت بارهای مکانیکی بالا نشان میدهد؛ محدودهای که در آن بسیاری از فولادهای کمآلیاژ متداول دچار ریلکسیشن تنش و افت استحکام میشوند. در صنعت تولید انرژی، این فولاد بهطور گسترده برای پیچها و استادبولتهای دما بالا مطابق ASTM A193 B16 در پوسته توربینهای بخار، درپوش شیرآلات و فلنجهای خطوط لوله استفاده میشود، جایی که حفظ نیروی پیشبار در سرویسهای چندساله اهمیت حیاتی دارد. همچنین در توربینهای گازی، پیچهای اتصال دیسکها (marriage bolts) از جنس 1.7711 انتخاب میشوند تا ترکیبی از استحکام، مقاومت خستگی و پایداری حرارتی تأمین گردد. در صنایع پتروشیمی، این فولاد برای استادبولتها و مهرههای راکتورها، مبدلهای حرارتی و تجهیزات تحت فشار کاربرد دارد و در مهندسی عمومی نیز در شفتها، محورها و چرخدندههای سنگین—بهویژه در حالت نیتراسیونشده—مورد استفاده قرار میگیرد، جایی که چقرمگی هسته و مقاومت سایشی سطح بهطور همزمان مورد نیاز است.
با وجود این مزایا، فولاد 1.7711 دارای محدودیتهای مشخصی است که باید در طراحی مدنظر قرار گیرند. حد بالای دمای سرویس پیوسته این فولاد حدود 575 تا 600 درجه سلسیوس است و فراتر رفتن از این محدوده منجر به نرمشدگی سریع، کاهش مقاومت خزشی و تشدید اکسیداسیون میشود؛ در چنین شرایطی استفاده از فولادهای زنگنزن مقاوم به خزش یا سوپرآلیاژها اجتنابناپذیر است. از سوی دیگر، جوشپذیری این فولاد به دلیل کربن و عناصر آلیاژی نسبتاً بالا محدود بوده و مستعد ترکهای ناشی از هیدروژن در ناحیه متاثر از حرارت است؛ بنابراین پیشگرم، کنترل دقیق فرآیند جوشکاری و عملیات حرارتی پس از جوش الزامی میباشد. همچنین 1.7711 بهطور ذاتی مقاوم به خوردگی نیست و در اغلب کاربردهای بیرونی یا محیطهای خورنده نیازمند پوشش یا عملیات سطحی محافظ است. در نتیجه، موفقیت این فولاد در کاربردهای مدرن بیش از هر چیز به انتخاب صحیح دامنه دمایی، فرآوری مناسب و مهندسی سطح هدفمند وابسته است.
مراجع
[1] Steels and nickel alloys for fasteners with specified elevated and/or low temperature properties, EN 10269:2017, C. E. C. f. Standardization), Brussels, 2017.
[2] C. W. Wegst, Stahlschlüssel = Key to Steel, 16 ed. Marbach: Verlag Stahlschlüssel Wegst GmbH, 1992.
[3] MakeItFrom. “EN 1.7711 (40CrMoV4-6) Chromium-Molybdenum Steel.” https://www.makeitfrom.com/material-properties/EN-1.7711-40CrMoV4-6-Chromium-Molybdenum-Steel (accessed 12/13/2025.
[4] M. Mohammadi and H. R. Salimi, “Failure analysis of a gas turbine marriage bolt,” Journal of Failure Analysis and Prevention, vol. 7, no. 2, pp. 81–86, 2007.
[5] M. I. Mehta, B. P. Kashyap, R. K. P. Singh, R. Kadam, and S. Bapat, “Estimation of creep failure life of rotor grade steel by using time–temperature parametric methods,” Transactions of the Indian Institute of Metals, vol. 69, no. 2, pp. 591–595, 2016.
[6] M. Baydogan, E. S. Kayali, and H. Cimenoglu, “Service Life Estimation for a Reformer Tube against Creep Dominated Failure,” Materials Testing, vol. 54, no. 1, pp. 49–52, 2012.
[7] M. A. Terres, L. Ammari, and A. Chérif, “Study of the effect of gas nitriding time on microstructure and wear resistance of 42CrMo4 steel,” Materials Sciences and Applications, vol. 8, no. 06, p. 493, 2017.
[8] R. Hubicki, M. Richert, and M. Wiewióra, “An experimental study of temperature effect on properties of nitride layers on X37CrMoV51 tool steel used in extrusion aluminium industry,” Materials, vol. 13, no. 10, p. 2311, 2020.
[9] D. Dobrocky et al., “Change in dimensions and surface roughness of 42CrMo4 steel after nitridation in plasma and gas,” Coatings, vol. 12, no. 10, p. 1481, 2022.
[10] S. Sen, “The characterization of vanadium boride coatings on AISI 8620 steel,” Surface and Coatings Technology, vol. 190, no. 1, pp. 1–6, 2005.
[11] K. O. Gunduz, Y. Gencer, M. Tarakci, and A. Calik, “The effect of vanadium on the boronizing properties of pure iron,” Surface and Coatings Technology, vol. 221, pp. 104–110, 2013.
[12] A. Günen, “Properties and corrosion resistance of borided AISI H11 tool steel,” Journal of Engineering Materials and Technology, vol. 142, no. 1, p. 011010, 2020.