وبلاگ

فولاد 1.2210

2210

فولاد 1.2210 یک فولاد ابزار سردکار پرکربن و فوق یوتکتوئیدی عملیات‌حرارتی پذیر است که با نام تجاری 115CrV3 و نام سنتی Silver Steel نیز شناخته می‌شود و جایگاه ویژه‌ای در ابزارسازی دقیق، مهندسی قطعات حساس و صنایع تولیدی دارد. این فولاد معمولاً به‌صورت سنگ‌زده و پولیش‌شده با سطحی براق و تلرانس ابعادی بسیار دقیق مطابق استانداردهای ISO h8، h9 و h11 عرضه می‌شود؛ ویژگی‌ای که نیاز به ماشین‌کاری اولیه را کاهش داده و آن را برای ساخت قطعات با دقت بالا ایده‌آل می‌کند.

2210

افزودن مقادیر کنترل‌شده‌ای از عناصر آلیاژی کروم و وانادیوم به زمینه کم‌آلیاژ این فولاد، باعث افزایش سختی‌پذیری عمقی، ریزدانه شدن ساختار و بهبود مقاومت سایشی و حفظ تیزی لبه می‌شود. در نتیجه، این فولاد پس از عملیات کوئنچ و بازپخت می‌تواند به سختی کاری حدود 58 تا 62 HRC دست یابد، در حالی که همچنان چقرمگی مناسبی در مغز قطعه حفظ می‌کند. به دلیل این ترکیب مطلوب از سختی، مقاومت به سایش و پایداری ابعادی، فولاد 1.2210 به‌طور گسترده در ساخت ابزارهای دقیق، مته‌ها، سنبه‌ها، گیج‌ها و قطعات مهندسی حساس مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2210

فولاد 1.2210 یک فولاد ابزار سردکار استانداردشده است که مشخصات شیمیایی، ابعادی و شرایط تحویل آن در چارچوب استانداردهای معتبر بین‌المللی تعریف شده است. در سیستم استاندارد اروپایی، این فولاد تحت استاندارد EN ISO 4957 (که جایگزین استاندارد قدیمی DIN 17350 شده است) با نام 115CrV3 شناخته می‌شود. در استانداردهای آمریکایی تحت ASTM A681 و SAE، معادل مستقیم آن فولاد AISI L2 با شماره UNS T61202 است که در گروه فولادهای ابزار کم‌آلیاژ سردکار قرار می‌گیرد. در ژاپن، این فولاد با نام JIS SKS43 طبق استاندارد JIS G4404 طبقه‌بندی می‌شود. همچنین در استاندارد روسی GOST 5950 با نام 11ХФ (11ChF) و در استاندارد لهستانی PN-H-85023 با نام‌های NW1 یا 11HF شناخته می‌شود [1].

2210

در بریتانیا، این فولاد اغلب با مشخصه تاریخی BS 1407 Silver Steel عرضه می‌شود که از نظر کاربرد بسیار نزدیک به فولاد 1.2210 است. با این حال، از دیدگاه متالورژیکی تفاوت مهمی میان این دو وجود دارد؛ به‌طوری که در استاندارد 115CrV3 حضور عنصر وانادیوم در محدوده 0.07 تا 0.12 درصد الزامی است. این عنصر نقش مهمی در ریزدانگی ساختار، تثبیت مرز دانه‌ها و جلوگیری از رشد دانه در حین سختکاری دارد، در حالی که در استاندارد BS 1407 افزودن وانادیوم اجباری نیست. همین تفاوت کوچک می‌تواند بر رفتار حرارتی، قابلیت سختکاری و عملکرد نهایی فولاد تأثیر قابل توجهی داشته باشد.

  • ترکیب شیمیایی فولاد 2210 [1].
عنصر کربن منگنز سیلیسیوم کروم وانادیوم فسفر گوگرد
1.2210 25/1 – 10/1 40/0 – 20/0 30/0 – 15/0 80/0 – 50/0 12/0 – 07/0 015/0 ≥ 018/0 ≥

فولاد 1.2210 دارای ترکیب شیمیایی هایپر‌یوتکتوئیدی است که خواص مکانیکی و حرارتی ویژه آن را تعیین می‌کند. این فولاد با کربن بالا و افزودنی‌های آلیاژی کنترل‌شده‌ای مانند کروم و وانادیوم طراحی شده تا در حین عملیات حرارتی، تحولات فازی، تشکیل کاربیدها و استحکام‌بخشی زمینه به‌طور دقیق کنترل شود. کربن مهم‌ترین عنصر این آلیاژ است و نقش اصلی را در ایجاد سختی بالا ایفا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که پس از آستنیتی کردن و کوئنچ، زمینه‌ای بسیار سخت از مارتنزیت تشکیل می‌شود و کاربیدهای باقی‌مانده نیز مقاومت سایشی، استحکام فشاری و توانایی حفظ تیزی لبه ابزار را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهند.

کروم و وانادیوم عناصر کلیدی برای بهبود عملکرد متالورژیکی این فولاد هستند. کروم با افزایش سختی‌پذیری، امکان سختکاری یکنواخت‌تر را فراهم کرده و با تشکیل کاربیدهای سخت، مقاومت به سایش و کیفیت سطحی فولاد را بهبود می‌بخشد. وانادیوم نیز به‌عنوان یک ریزآلیاژ مؤثر، با تشکیل کاربیدهای پایدار از رشد بیش از حد دانه‌ها در حین عملیات حرارتی جلوگیری می‌کند. این ریزدانه‌سازی باعث افزایش چقرمگی، پایداری ساختاری و حفظ بهتر لبه‌های برنده می‌شود و یکی از عوامل مهم برتری فولاد 1.2210 در کاربردهای دقیق و حساس به شمار می‌رود.

2210

عناصر سیلیسیم و منگنز نقش کمکی اما ضروری در بهبود خواص فولاد دارند؛ سیلیسیم به تقویت زمینه فلزی و افزایش مقاومت به نرم‌شدن در اثر بازپخت کمک می‌کند، در حالی که منگنز علاوه بر بهبود سختی‌پذیری، با حذف اثرات زیان‌بار گوگرد از ایجاد نواحی شکننده جلوگیری می‌کند. در مقابل، عناصر فسفر و گوگرد به‌عنوان ناخالصی‌های مضر باید در حد بسیار پایین کنترل شوند، زیرا افزایش آن‌ها می‌تواند موجب تردی، کاهش چقرمگی و ایجاد محل‌های مستعد ترک‌خوردگی شود. کنترل دقیق این ترکیب شیمیایی، دلیل اصلی تعادل مطلوب میان سختی، مقاومت سایشی و دوام مکانیکی در فولاد 1.2210 است.

خواص مکانیکی فولاد 1.2210 به‌شدت به وضعیت ریزساختاری آن وابسته است و با عملیات حرارتی تغییر قابل توجهی می‌کند. در حالت آنیل نرم (Soft-Annealed)، ریزساختار فولاد شامل زمینه فریتی نرم به همراه کاربیدهای کروی‌شده است که ماشین‌کاری و شکل‌دهی سرد را آسان می‌کند. در این شرایط، سختی فولاد حداکثر حدود 220 HB بوده و استحکام کششی آن در محدوده 700 تا 800 مگاپاسکال قرار دارد. پس از انجام عملیات کوئنچ و تمپر (Q&T)، ساختار به مارتنزیت سخت همراه با کاربیدهای ریز ثانویه تبدیل می‌شود که باعث افزایش چشمگیر سختی به حدود 58 تا 62 HRC (و در برخی موارد تا 64 HRC) و افزایش استحکام کششی به بیش از 2000 مگاپاسکال می‌شود. این تغییرات، مقاومت سایشی و استحکام فشاری فولاد را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد، هرچند در مقابل از میزان انعطاف‌پذیری و چقرمگی ضربه‌ای آن کاسته می‌شود.

از نظر خواص فیزیکی، فولاد 1.2210 دارای مدول الاستیسیته حدود 210 گیگاپاسکال است که نشان‌دهنده سختی مناسب آن در برابر تغییر شکل الاستیک است. همچنین چگالی آن حدود 7.80 گرم بر سانتی‌متر مکعب بوده و رسانایی حرارتی آن در محدوده 32 تا 33.5 وات بر متر-کلوین قرار دارد که امکان انتقال مناسب حرارت در حین عملیات حرارتی و کارکرد ابزار را فراهم می‌کند. ظرفیت گرمایی ویژه حدود 0.46 ژول بر گرم-کلوین و مقاومت الکتریکی ویژه حدود 0.33 اهم میلی‌متر مربع بر متر نیز از دیگر ویژگی‌های ثابت این فولاد هستند که در طراحی و تحلیل رفتار حرارتی و الکتریکی آن اهمیت دارند.

برای کاربردهای دقیق و ساخت ابزارهای حساس، پایداری ابعادی این فولاد اهمیت ویژه‌ای دارد. ضریب انبساط حرارتی خطی فولاد 1.2210 با افزایش دما به‌تدریج افزایش می‌یابد؛ به‌طوری که از حدود 11.8×10⁻⁶ بر کلوین در بازه دمایی پایین شروع شده و در دماهای بالاتر به حدود 13.7×10⁻⁶ بر کلوین می‌رسد. این رفتار باید در طراحی قالب‌ها، ابزارهای اندازه‌گیری و قطعات دقیق مدنظر قرار گیرد، زیرا تغییرات ابعادی ناشی از حرارت می‌تواند بر تلرانس نهایی قطعه تأثیر بگذارد. ترکیب این خواص مکانیکی و فیزیکی باعث شده است فولاد 1.2210 گزینه‌ای مناسب برای ابزارهای برشی، سنبه‌ها، گیج‌ها و قطعاتی باشد که به سختی بالا، مقاومت سایشی مطلوب و دقت ابعادی نیاز دارند.

برای دستیابی به خواص مطلوب فولاد 1.2210، اجرای دقیق مراحل عملیات حرارتی ضروری است، زیرا عملکرد نهایی این فولاد به‌شدت به کنترل ریزساختار و توزیع کاربیدها وابسته است. نخستین مرحله، آهنگری گرم (Hot Forging) است که معمولاً در بازه دمایی 1050 تا 850 درجه سانتی‌گراد انجام می‌شود. در این مرحله، فولاد باید به‌آرامی و به‌صورت یکنواخت گرم شود تا از شوک حرارتی جلوگیری شود. پس از پایان آهنگری نیز قطعه باید به‌صورت آهسته، در داخل کوره یا در محیط‌هایی مانند ماسه خشک یا خاکستر سرد شود تا از تشکیل ناخواسته مارتنزیت و ایجاد ترک‌های ناشی از سرد شدن سریع جلوگیری گردد.

مرحله بعد، آنیل نرم (Soft Annealing) است که با هدف کاهش سختی، بهبود ماشین‌کاری و کروی‌سازی کاربیدها انجام می‌شود. در این فرآیند، فولاد تا دمای حدود 710 تا 750 درجه سانتی‌گراد (و در برخی شرایط تا حدود 850 درجه) گرم شده و برای مدت مشخصی در این دما نگه داشته می‌شود تا ساختار پرلیتی به کاربیدهای کروی‌شده تبدیل شود. سپس قطعه به‌آرامی در داخل کوره تا حدود 600 درجه سانتی‌گراد سرد شده و در ادامه در هوا خنک می‌شود. نتیجه این عملیات، دستیابی به سختی حداکثر حدود 220 تا 223 HB و ایجاد ساختاری مناسب برای ماشین‌کاری است. در صورتی که قطعه پس از ماشین‌کاری یا سنگ‌زنی دارای تنش‌های پسماند باشد، از آنیل تنش‌زدایی (Stress Relief Annealing) استفاده می‌شود؛ در این مرحله فولاد تا حدود 650 تا 680 درجه سانتی‌گراد گرم شده، به مدت 1 تا 2 ساعت نگه داشته می‌شود و سپس به‌آرامی در کوره سرد می‌شود تا تنش‌های داخلی حذف شده و خطر اعوجاج در مراحل بعدی کاهش یابد [2, 3].

مهم‌ترین بخش عملیات حرارتی، آستنیتی کردن و سختکاری (Hardening) است. ابتدا فولاد به‌صورت پیش‌گرم تا حدود 500 تا 600 درجه سانتی‌گراد رسانده می‌شود و سپس به دمای آستنیتی کردن در محدوده 780 تا 840 درجه سانتی‌گراد منتقل می‌شود. انتخاب دقیق این دما به ضخامت قطعه بستگی دارد. برای قطعات با قطر کمتر یا مساوی 15 میلی‌متر، کوئنچ معمولاً در روغن انجام می‌شود، زیرا سرعت سرد شدن روغن برای تشکیل کامل مارتنزیت کافی بوده و هم‌زمان خطر ترک‌خوردگی و تغییر ابعاد را کاهش می‌دهد. اما برای قطعات با قطر بیش از 15 میلی‌متر، به دلیل سختی‌پذیری محدود این فولاد، از آب به‌عنوان محیط کوئنچ استفاده می‌شود تا سرعت سرد شدن بیشتری فراهم شده و از باقی ماندن ساختارهای نرم در مرکز قطعه جلوگیری شود. پس از کوئنچ، سختی اولیه فولاد معمولاً به حدود 64 تا 66 HRC می‌رسد، اما این وضعیت بسیار ترد است و باید بلافاصله مرحله تمپر (Tempering) انجام شود.

تمپر معمولاً در محدوده 180 تا 250 درجه سانتی‌گراد انجام می‌شود تا تنش‌های داخلی کاهش یافته و تردی مارتنزیت تعدیل شود، در حالی که بخش عمده سختی حفظ گردد. در دمای حدود 180 تا 200 درجه سانتی‌گراد، سختی نهایی فولاد معمولاً در بازه 61 تا 63 HRC قرار می‌گیرد که برای اغلب ابزارهای سردکار ایده‌آل است. با افزایش دمای بازپخت به حدود 300 درجه سانتی‌گراد، سختی به حدود 57 تا 60 HRC کاهش می‌یابد، اما چقرمگی افزایش پیدا می‌کند. در دماهای بالاتر مانند 400 تا 500 درجه سانتی‌گراد، کروی شدن کاربیدها و بازیابی ساختار باعث افت محسوس سختی تا حدود 46 تا 54 HRC می‌شود و فولاد به‌تدریج ویژگی‌های اصلی ابزار سردکار خود را از دست می‌دهد. بنابراین انتخاب دمای مناسب بازپخت باید بر اساس تعادل مورد نیاز بین سختی، مقاومت سایشی و چقرمگی انجام شود.

مهندسی سطح نقش بسیار مهمی در افزایش عملکرد فولاد 1.2210 دارد، زیرا اگرچه عملیات سختکاری حجمی باعث ایجاد استحکام و سختی مناسب در کل قطعه می‌شود، اما سطح ابزار همچنان در معرض سایش، اصطکاک، چسبندگی موضعی، خوردگی و خستگی تماسی قرار دارد. هدف از عملیات‌های سطحی، ایجاد یک ساختار ترکیبی است؛ به این معنا که مغز فولاد چقرمه و مقاوم به ضربه باقی بماند، در حالی که سطح خارجی دارای سختی بسیار بالا، مقاومت سایشی بیشتر و پایداری شیمیایی بهتر باشد. بسته به نوع کاربرد، روش‌های مختلفی مانند نیتراسیون، بوردهی، پوشش‌دهی PVD و آبکاری سخت کروم برای این فولاد استفاده می‌شود.

یکی از رایج‌ترین و مؤثرترین روش‌ها، نیتراسیون گازی یا پلاسمایی است که در دماهای پایین‌تر از دمای بازپخت انجام می‌شود تا خواص حجمی فولاد حفظ شود. در این فرآیند، اتم‌های نیتروژن به سطح فولاد نفوذ کرده و دو ناحیه مجزا تشکیل می‌دهند: یک لایه ترکیبی سطحی (White Layer) شامل نیتریدهای آهن و یک ناحیه نفوذی زیرسطحی که در آن نیتروژن به‌صورت محلول جامد و نیتریدهای ریز کروم و وانادیوم حضور دارد. این عملیات می‌تواند سختی سطح را به حدود 900 تا 1000 HV برساند و به‌طور قابل توجهی مقاومت به سایش، خستگی سطحی و مقاومت در برابر چسبندگی را افزایش دهد. با این حال، ضخامت لایه سفید باید به‌دقت کنترل شود، زیرا ضخامت بیش از حد آن می‌تواند باعث شکنندگی سطح و پوسته‌پوسته شدن در حین بارگذاری دینامیکی شود. نوع پیشرفته‌تر این روش، ترکیب نیتراسیون با سختکاری لیزری موضعی است که در آن پس از نیتراسیون، با استفاده از لیزر پرتوان سطح به‌صورت انتخابی دوباره گرم و سریع سرد می‌شود. این فرآیند باعث ریزتر شدن ساختار و افزایش سختی تا حدود 930 تا 995 HV شده و ضریب اصطکاک پایدارتر و ظرفیت تحمل بار بیشتری ایجاد می‌کند [4-7].

روش بسیار مؤثر دیگر، رسوب‌دهی واکنشی گرمایی (TRD) است که در آن پس از نیتراسیون اولیه، قطعه در حمام نمکی حاوی ترکیبات کروم قرار می‌گیرد تا لایه‌ای متراکم از کربونیتریدهای کروم روی سطح تشکیل شود. این پوشش معمولاً ضخامتی در حد چند میکرون دارد اما سختی آن به حدود 1500 تا 2000 HV می‌رسد و مقاومت فوق‌العاده‌ای در برابر سایش ساینده و چسبنده ایجاد می‌کند. به دلیل دمای نسبتاً پایین این فرآیند، ساختار داخلی فولاد دچار افت خواص یا تغییر ابعاد نمی‌شود. در کنار آن، بوردهی (Boriding) یکی از قوی‌ترین روش‌های سخت‌سازی سطحی محسوب می‌شود که با نفوذ اتم‌های بور در دماهای بالا، لایه‌ای از بوریدهای آهن با ساختار دندانه‌ای ایجاد می‌کند. این لایه می‌تواند سختی سطح را تا حدود 3250 HV افزایش دهد که چندین برابر سخت‌تر از فولاد پایه است و مقاومت بسیار بالایی در برابر سایش شدید، فلز مذاب و محیط‌های خورنده فراهم می‌کند. این روش برای قالب‌های شکل‌دهی سرد، سنبه‌ها و قطعات تحت سایش شدید بسیار مناسب است [8, 9].

در بسیاری از ابزارهای دقیق، به‌ویژه ابزارهای برشی، از پوشش‌های PVD مانند TiN و CrN استفاده می‌شود. پوشش TiN (نیترید تیتانیوم) با سختی حدود 2200 تا 2500 HV عملکرد بسیار خوبی در سرعت‌های برشی پایین و در برابر سایش ساینده دارد. در مقابل، CrN (نیترید کروم) با سختی حدود 1800 تا 2100 HV اگرچه کمی نرم‌تر است، اما در سرعت‌های بالا عملکرد بهتری دارد، زیرا در اثر حرارت یک لایه محافظ اکسید کروم روی سطح تشکیل می‌دهد که از اکسیداسیون، ترک‌های حرارتی و تخریب پوشش جلوگیری می‌کند. این ویژگی باعث می‌شود CrN برای ابزارهایی که در شرایط حرارتی شدید کار می‌کنند گزینه مناسب‌تری باشد.

از دیگر روش‌های مهم می‌توان به آبکاری کروم سخت اشاره کرد که لایه‌ای فلزی با سختی حدود 65 تا 70 HRC و ضخامت نسبتاً زیاد روی سطح ایجاد می‌کند. این پوشش به دلیل ضریب اصطکاک پایین و مقاومت مناسب به خوردگی، در ابزارهای دقیق، میل‌گردهای تیزکننده و قطعاتی که نیاز به سطحی صاف و مقاوم دارند کاربرد گسترده‌ای دارد. همچنین روش‌هایی مانند نیتروکربوره کردن گازی، QPQ (کوئنچ–پولیش–کوئنچ)، پوشش نیکل شیمیایی، کربن‌دهی سطحی و سختکاری القایی یا شعله‌ای نیز بسته به نوع کاربرد برای بهبود خواص سطحی فولاد 1.2210 مورد استفاده قرار می‌گیرند. انتخاب بهترین روش سطحی به عواملی مانند نوع سایش، دمای کاری، نیاز به مقاومت خوردگی، پیچیدگی هندسی قطعه و هزینه فرآیند بستگی دارد، اما در همه موارد هدف اصلی افزایش عمر ابزار و حفظ عملکرد دقیق آن در شرایط کاری سخت است [10].

فولاد 1.2210 در کاربردهای صنعتی تحت تأثیر هم‌زمان تنش‌های مکانیکی، بارگذاری‌های سیکلی، اصطکاک، دما و عوامل خورنده محیطی قرار دارد که می‌توانند به‌مرور موجب افت عملکرد و شکست ابزار شوند. یکی از مهم‌ترین مکانیزم‌های تخریب در این فولاد، خستگی مکانیکی است که به‌ویژه در قطعاتی که تحت بارگذاری متناوب یا ارتعاشی قرار دارند، عامل اصلی شکست ناگهانی محسوب می‌شود. نواقص سطحی مانند شیارهای ناشی از سنگ‌زنی، ترک‌های ریز، گوشه‌های تیز و ناهمواری‌های هندسی می‌توانند به‌عنوان تمرکزدهنده تنش عمل کرده و شروع ترک‌های خستگی را تسریع کنند. برای مقابله با این مسئله، عملیات‌هایی مانند نیتراسیون پلاسمایی به‌کار می‌روند که با ایجاد تنش‌های فشاری پسماند در لایه سطحی، اثر تنش‌های کششی خارجی را خنثی کرده و مقاومت خستگی را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهند. با این حال، اگر لایه سفید نیتریدی بیش از حد ضخیم و شکننده شود، ممکن است خود به منبع آغاز ترک تبدیل شده و به جای افزایش عمر، موجب تسریع شکست خستگی گردد؛ بنابراین کنترل ضخامت و کیفیت این لایه اهمیت بالایی دارد.

از نظر پایداری حرارتی و خزش، فولاد 1.2210 به‌طور ذاتی برای کاربردهای سردکار طراحی شده و مقاومت محدودی در برابر دماهای بالا دارد. سختی بالای این فولاد در حالت کوئنچ و بازپخت ناشی از ساختار مارتنزیتی و حضور کاربیدهای ریز است، اما در صورت قرارگیری طولانی‌مدت در دماهای بالاتر از حدود 200 درجه سانتی‌گراد، این ساختار به‌تدریج ناپایدار می‌شود. در این شرایط، مارتنزیت شروع به تجزیه کرده، کربن از محلول خارج شده و کاربیدهای درشت‌تری تشکیل می‌شوند که باعث کاهش سختی و افت شدید استحکام مکانیکی می‌گردد. در دماهای حدود 400 درجه سانتی‌گراد سختی فولاد می‌تواند به حدود 51 HRC کاهش یابد و در دماهای نزدیک 550 درجه سانتی‌گراد حتی به کمتر از 42 HRC برسد. این افت خواص باعث افزایش تغییر شکل پلاستیک، کاهش مقاومت سایشی و در نهایت بروز خزش و شکست زودهنگام می‌شود. به همین دلیل، فولاد 1.2210 بدون پوشش‌های محافظ یا اصلاحات سطحی برای کاربردهای داغ‌کار یا ماشین‌کاری با سرعت بالا مناسب نیست.

از دیدگاه خوردگی و سایش، فولاد 1.2210 به دلیل مقدار نسبتاً پایین کروم، ذاتاً فولادی ضدزنگ محسوب نمی‌شود و در تماس با رطوبت، اکسیژن یا مواد شیمیایی خورنده به‌سرعت دچار اکسیداسیون و زنگ‌زدگی می‌شود. برای افزایش مقاومت خوردگی، استفاده از پوشش‌هایی مانند نیتراسیون کم‌دما، آبکاری کروم سخت، بوردهی یا پوشش‌های سرامیکی PVD ضروری است. البته در نیتراسیون در دماهای بالا، احتمال تشکیل نیتریدهای کروم و کاهش کروم آزاد در زمینه وجود دارد که می‌تواند حساسیت به خوردگی موضعی را افزایش دهد؛ بنابراین انتخاب دمای مناسب فرآیند اهمیت زیادی دارد. از طرف دیگر، رفتار سایشی این فولاد به شدت به شرایط تماس و روانکاری بستگی دارد. در حالت سختکاری‌شده، کاربیدهای پراکنده موجود در ساختار مانع خراش و برش سطحی می‌شوند، اما در شرایط اصطکاک خشک و تماس فلز با فلز، افزایش دمای موضعی می‌تواند باعث سایش چسبنده (Adhesive Wear) شود؛ به این صورت که اتصال‌های میکروسکوپی بین سطح ابزار و قطعه کار شکل گرفته و سپس با شکستن این اتصالات، ذرات سختی آزاد می‌شوند که باعث سایش سه‌جسمی (Three-body Abrasive Wear) و ایجاد شیارهای عمیق روی سطح می‌گردند. استفاده از پوشش‌هایی مانند TiN، CrN یا لایه‌های بوریدی با کاهش اصطکاک، جلوگیری از تماس مستقیم فلز با فلز و ایجاد مانع شیمیایی، این مسیر تخریب را به‌طور مؤثری مهار کرده و عمر کاری ابزار را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد [11-15].

فولاد 1.2210 (115CrV3 / Silver Steel) یکی از مهم‌ترین فولادهای ابزار سردکار برای کاربردهای دقیق و قطعاتی است که به سختی بالا، مقاومت سایشی مناسب، پایداری ابعادی و قابلیت حفظ لبه برنده نیاز دارند. ترکیب متعادل کربن بالا به همراه عناصر آلیاژی مانند کروم و وانادیوم، این امکان را فراهم می‌کند که فولاد پس از عملیات حرارتی به سختی حدود 58 تا 62 HRC دست یابد، در حالی که همچنان چقرمگی قابل قبولی حفظ کند. عرضه این فولاد به‌صورت سنگ‌خورده و پولیش‌شده با تلرانس‌های دقیق نیز یکی از مهم‌ترین مزایای صنعتی آن است که باعث کاهش زمان ماشین‌کاری و افزایش دقت نهایی قطعه می‌شود.

عملکرد نهایی فولاد 1.2210 به‌شدت به کنترل دقیق عملیات حرارتی و انتخاب مناسب عملیات‌های سطحی وابسته است. فرآیندهایی مانند آنیل نرم، سختکاری و بازپخت، ساختار مطلوب مارتنزیتی و کاربیدی را ایجاد می‌کنند، در حالی که عملیات‌های مهندسی سطح مانند نیتراسیون، بوردهی، پوشش‌های PVD و آبکاری کروم سخت می‌توانند مقاومت به سایش، خستگی و خوردگی را به‌طور چشمگیری افزایش دهند. این قابلیت‌ها باعث شده‌اند که این فولاد در تولید ابزارهای برشی، سنبه‌ها، گیج‌ها، قطعات هدایت‌کننده و سایر اجزای دقیق صنعتی کاربرد گسترده‌ای داشته باشد.

با این حال، محدودیت‌هایی مانند مقاومت پایین در برابر خوردگی، حساسیت به افت سختی در دماهای بالاتر از 200 درجه سانتی‌گراد و احتمال اعوجاج یا ترک در قطعات ضخیم‌تر هنگام سختکاری باید در طراحی و انتخاب این فولاد مدنظر قرار گیرد. در مجموع، فولاد 1.2210 زمانی بهترین عملکرد را ارائه می‌دهد که در کاربردهای سردکار، تحت شرایط کنترل‌شده عملیات حرارتی و همراه با محافظت سطحی مناسب استفاده شود؛ شرایطی که در آن می‌توان از ترکیب مطلوب دقت، دوام و عملکرد مکانیکی بالا به‌طور کامل بهره‌برداری کرد.

مراجع

[1]     Tool steels (ISO 4957:2018), BS EN ISO 4957:2018, B. S. Institution, London, United Kingdom, 2018.

[2]     A. Szajna, A. Bazan, T. Tymczyszyn, M. Kawalec, T. Rydzak, and P. Kubik, “The effect of milling parameters of Vanadis 4 Extra steel on cutting force values and roughness of machined surface,” Advances in Science and Technology. Research Journal, vol. 18, no. 8, 2024.

[3]     J. Tymczyszyn, A. Szajna, A. Bazan, and G. Mrówka-Nowotnik, “Machinability Evaluation of PM Vanadis 4 Extra Steel Under Varying Milling Conditions,” Applied Sciences, vol. 15, no. 17, p. 9256, 2025.

[4]     A. Martinovs, S. Polukoshko, E. Zaicevs, and R. Revalds, “Laser hardening process optimization using FEM,” 2020, pp. 20–22.

[5]     U. N. Puntambekar, G. S. Grewal, P. B. Joshi, and P. Sampathkumaran, “Effect of plasma nitriding treatment on fatigue life of En-24 steel,” Int. J. Innov. Res. Sci., vol. 2, no. 8, pp. 4069–4079, 2013.

[6]     E. De Almeida, J. C. G. Milan, and C. E. Da Costa, “Acquired properties comparison of solid nitriding, gas nitriding and plasma nitriding in tool steels,” Mater. Res, vol. 18, pp. 27–35, 2015.

[7]     Ž. Stojanović et al., “Decarburization and Its Effects on the Properties of Plasma-Nitrided AISI 4140 Steel: A Review,” Materials, vol. 18, no. 10, p. 2207, 2025.

[8]     G. Khalaj, A. Nazari, S. M. M. Khoie, M. J. Khalaj, and H. Pouraliakbar, “Chromium carbonitride coating produced on DIN 1.2210 steel by thermo-reactive deposition technique: Thermodynamics, kinetics and modeling,” Surface and Coatings Technology, vol. 225, pp. 1–10, 2013.

[9]     R. M. Triani, L. F. D. A. Gomes, A. L. Neto, G. E. Totten, and L. C. Casteletti, “Production and characterization of boride and carbide layers on AISI 15B30 steel,” Journal of Materials Engineering and Performance, vol. 29, no. 6, pp. 3534–3541, 2020.

[10]   J. E. González Ruíz, A. Rodríguez Cristo, A. Paz Ramos, and R. Quintana Puchol, “Deposition of multicomponent chromium carbide coatings using a non-conventional source of chromium and silicon with micro-additions of boron,” Materials Research, vol. 20, no. 1, pp. 168–174, 2017.

[11]   M. Łępicka and M. Grądzka-Dahlke, “Effect of plasma nitriding process conditions on corrosion resistance of 440B martensitic stainless steel,” acta mechanica et automatica, vol. 8, no. 3, pp. 156–159, 2014.

[12]   A. Maniee, F. Mahboubi, and R. Soleimani, “The study of tribological and corrosion behavior of plasma nitrided 34CrNiMo6 steel under hot and cold wall conditions,” Materials & Design, vol. 60, pp. 599–604, 2014.

[13]   J. Hu, J. Zeng, Y. Yang, X. Yang, H. Li, and N. Guo, “Microstructures and wear resistance of boron-chromium duplex-alloyed coatings prepared by a two-step pack cementation process,” Coatings, vol. 9, no. 9, p. 529, 2019.

[14]   A. Yılmaz and H. Aydın, “Friction-wear characteristics of plasma nitrided cold work tool steels,” Uludağ Üniversitesi Mühendislik Fakültesi Dergisi, vol. 25, no. 1, pp. 609–622, 2020.

[15]   H. Wu, H. Mao, H. Ning, Z. Deng, and X. Wu, “Friction behavior and self-lubricating mechanism of SLD-MAGIC cold worked die steel during different wear conditions,” Metals, vol. 13, no. 4, p. 809, 2023.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *