اطلاعیه مهم!!

آدرس شرکت پاسارگاد استیل به این آدرس تغییر یافت:
تهران، بزرگراه فتح، انتهای خیابان ۱۷شهریور، میدان بور بور، خیابان پرسی گاز جنوبی، کوچه فولاد استیل یکم، سوله اول

اطلاعیه مهم!!

آدرس شرکت پاسارگاد استیل به این آدرس تغییر یافت: تهران، بزرگراه فتح، انتهای خیابان ۱۷شهریور، میدان بور بور، خیابان پرسی گاز جنوبی، کوچه فولاد استیل یکم، سوله اول

آبتین آلیاژ
علاقه مندی
0 مقايسه
منو
آبتین آلیاژ
دسته بندی محصولات
  • فولاد های قابل عملیات حرارتی
  • فولاد های ابزاری سرد کار
  • فولاد های فنر
  • فولاد های سمانتاسیون
  • فولاد های ابزاری گرم کار
  • فولاد های قالب پلاستیک
  • فولادهای مقاوم به دمای بالا
  • فولاد های ابزار کربنی
  • فولاد های زنگ نزن
  • فولاد های تند بر
  • فولادهای ساختمانی و کربنی
  • فولادهای اتومات
  • فولادهای نیمه اتومات
  • فولاد های منگنزی
  • فولاد های بلبرینگ و رولبرینگ
  • فولاد های نیکل بالا
  • فولاد های هیدروژنی و حرارتی
  • ویدیو ها
  • صفحه اصلی
  • دانشنامه
  • تجهیزات و خدمات
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
محصول 1221
برای بزرگنمایی کلیک کنید
خانه فولاد های ابزار کربنی فولاد CK 60 (1/1221)
فولاد ساختمانی و کربنی C35 (0501)
فولاد ساختمانی و کربنی C35 (0501)
بازگشت به محصولات
(AISI) 410
(AISI) 410

فولاد CK 60 (1/1221)

مقايسه
افزودن به علاقه مندی
دسته ها: فولاد های ابزار کربنی
اشتراک گذاری:
  • توضیحات
  • نظرات (0)
  • حمل و نقل و تحویل
توضیحات

فولاد 1221 یک فولاد کربنی غیرآلیاژی با کربن متوسط‌بالا از خانواده فولادهای کوئنچ و تمپر است که با حدود 0.6 درصد کربن، سختی‌پذیری و استحکام قابل‌توجهی پس از عملیات حرارتی نشان می‌دهد و در ساخت قطعات سایشی و ابزار دستی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ جایی که دستیابی به توازن میان سختی سطحی و چقرمگی مغز مستقیماً به پاسخ این آلیاژ به آستنیته‌سازی، کوئنچ و تمپرینگ وابسته است [۱]. در مقایسه با گرید پرکاربردتر 1191 (C45E) که کربن کمتری در حدود 0.45 درصد دارد، گرید 1221 سطح سختی و استحکام بالاتری پس از سختکاری به دست می‌آورد، در حالی که در مقابل فولادهای آلیاژی کوئنچ و تمپر مانند 7225 (42CrMo4) از نظر عمق سختی‌پذیری به‌طور چشمگیری محدودتر است [۶]. این تمایز متالورژیکی ریشه در ترکیب ساده آن دارد؛ نبود عناصر آلیاژی قوی مانند کروم و مولیبدن باعث می‌شود رفتار آن تقریباً به‌طور کامل با محتوای کربن و سرعت سرمایش کنترل شود. به همین دلیل، طراح با انتخاب این گرید یک راه‌حل اقتصادی برای قطعاتی به دست می‌آورد که سختی و مقاومت سایشی سطحی بالا را در مقاطع نازک یا متوسط نیاز دارند. از این‌رو، شناخت دقیق پنجره عملکردی این فولاد، پیش‌نیاز هرگونه تصمیم طراحی مطمئن محسوب می‌شود.

1221

نیاز صنعتی که این گرید به آن پاسخ می‌دهد، تأمین قطعاتی با سختی و استحکام بالا در شرایطی است که هزینه و پیچیدگی فولادهای پرآلیاژ توجیه‌پذیر نیست. در صنعت ابزار دستی و کشاورزی، تیغ‌های اره، داس‌ها، تیغه‌های خیش و دیسک‌های خاک‌ورزی از این آلیاژ ساخته می‌شوند، زیرا محتوای کربن بالا امکان رسیدن به لبه‌ای سخت و مقاوم در برابر سایش را فراهم می‌کند [۹]. در صنعت ماشین‌سازی و خودرو نیز شفت‌ها، محورها، پین‌ها، چرخ‌دنده‌های کوچک و غلطک‌های نورد با بارگذاری متوسط تا بالا از کاربردهای رایج آن هستند، چون این گرید استحکام کافی را در کنار قابلیت سختکاری موضعی ارائه می‌دهد. در کنار این، قطعات ضربه‌ای مانند سرِ چکش و برخی آچارها به‌دلیل ترکیب سختی و استحکام کششی مناسب از همین فولاد تولید می‌شوند. این گستره کاربرد نشان می‌دهد که ارزش اصلی گرید 1221 در انعطاف‌پذیری عملیات حرارتی و اقتصاد آن نهفته است، نه در مقاومت ذاتی در شرایط سخت محیطی.

با وجود این مزایا، گرید 1221 محدودیت ذاتی مهمی دارد که از ماهیت ساده‌کربنی آن سرچشمه می‌گیرد. سختی‌پذیری کم باعث می‌شود سختی کامل تنها تا عمق محدودی از سطح به دست آید و مغز مقاطع ضخیم به‌طور کامل مارتنزیتی نشود؛ این پدیده — که اثر جرمی نامیده می‌شود — کاربرد آن را در قطعات سنگین محدود می‌کند [۶]. علاوه بر این، مقاومت خوردگی این فولاد در محیط‌های مرطوب پایین است و بدون پوشش یا حفاظت سطحی به‌سرعت دچار زنگ‌زدگی می‌شود. بنابراین، مهندسی سطح برای این گرید نه یک گزینه تکمیلی، بلکه یک ضرورت طراحی است؛ فرآیندهایی مانند سختکاری القایی می‌توانند سطحی بسیار سخت و مقاوم را روی مغزی نسبتاً چقرمه ایجاد کنند و در نتیجه پنجره عملکردی این آلیاژ را به‌طور چشمگیری گسترش دهند. این وابستگی متقابل میان عملیات حرارتی حجمی و سطح‌سازی، محور اصلی طراحی موفق با این فولاد محسوب می‌شود.

از نظر استانداردی، گرید 1221 تحت نام شیمیایی C60E و نام قدیمی‌تر DIN با عنوان Ck60 شناخته می‌شود و شماره ماده اروپایی آن 1.1221 است [۷]. استاندارد اصلی حاکم بر این فولاد امروز EN ISO 683-1:2018 با عنوان فولادهای کوئنچ و تمپر است و پیش از آن نسخه EN 10083-2:2006 برای فولادهای غیرآلیاژی همین نقش را ایفا می‌کرد [۱][۳]. این دو استاندارد محدوده ترکیب شیمیایی، شرایط تحویل و الزامات سختی‌پذیری گرید را تعریف می‌کنند و مرجع رسمی برای کنترل کیفیت آن محسوب می‌شوند. هر داده مکانیکی یا حرارتی معتبر برای این فولاد باید به یکی از این استانداردها یا دیتاشیت کارخانه‌ای منطبق با آن‌ها قابل ردیابی باشد.

این گرید یک نسخه خواهر با گوگرد کنترل‌شده نیز دارد — با نام C60R و شماره ماده 1.1223 — که برای بهبود ماشین‌کاری با افزودن کنترل‌شده گوگرد توسعه یافته است [۱۲]. در سیستم‌های استاندارد دیگر، نزدیک‌ترین معادل آمریکایی این فولاد AISI/SAE 1060 است که در دیتاشیت‌های اروپایی به‌صورت مستقیم برای 1.1221 ذکر می‌شود [۵]. معادل ژاپنی آن در منابع به‌صورت تقریبی S58C یا S60C گزارش می‌شود، در حالی که معادل‌های دقیق سیستم‌های AFNOR و GOST در دیتاشیت‌های رسمی اروپایی برای همین شماره ماده به‌طور صریح نیامده‌اند؛ از همین رو از ذکر معادل قطعی برای آن‌ها خودداری می‌شود [۴][۵]. بر همین اساس، ذکر معادل برای این سیستم‌ها تنها به داده‌های مستند در منابع رسمی محدود می‌ماند و از تعمیم نامطمئن به دیگر استانداردها پرهیز می‌شود.

1221

طبقه‌بندی این گرید در خانواده فولادهای ساده‌کربنی عملیات حرارتی‌پذیر، چارچوب کاربردی آن را روشن می‌کند. این فولاد در گروهی قرار می‌گیرد که از C22E تا C60E امتداد دارد و گرید 1221 — با بالاترین محتوای کربن در این مجموعه — بیشترین سختی و استحکام پس از سختکاری را ارائه می‌دهد [۶]. طراح هنگام انتخاب این گرید باید بداند که در حال انتخاب پرکربن‌ترین عضو این خانواده است؛ انتخابی که سختی بالاتر را به قیمت کاهش چقرمگی و جوش‌پذیری به همراه دارد. این موقعیت در طیف کربن، مبنای تمام تصمیم‌های بعدی درباره عملیات حرارتی و مهندسی سطح این فولاد را تشکیل می‌دهد.

این گرید در شکل‌های محصول گوناگونی شامل میلگرد، تسمه، مقاطع آهنگری‌شده و محصولات کشش‌سرد عرضه می‌شود و استاندارد EN 10277-5 شرایط تحویل حالت کشش‌سرد آن را تعریف می‌کند [۱۱]. شرایط تحویل می‌تواند به‌صورت نرم‌آنیل، نرماله یا کوئنچ و تمپر باشد و انتخاب آن مستقیماً به عملیات بعدی روی قطعه وابسته است؛ از همین رو، سفارش‌دهنده باید حالت تحویل را متناسب با ماشین‌کاری و سختکاری برنامه‌ریزی‌شده مشخص کند. علاوه بر این، استانداردها رواداری ترکیب، اندازه دانه و کیفیت سطح را برای هر شکل محصول تعیین می‌کنند تا یکنواختی رفتار در تولید انبوه تضمین شود [۳]. این چارچوب نشان می‌دهد که شناخت شرایط تحویل به‌اندازه شناخت ترکیب شیمیایی در دستیابی به نتیجه مطلوب نقش دارد.

جدول ۱ ترکیب شیمیایی فولاد 1221 [۱، ۲].

عنصر کربن منگنز سیلیسیوم گوگرد کروم مولیبدن فسفر مس
درصدجرمی 65/0 – 57/0 0.90 –0.60 حداکثر 0.40 حداکثر 0.035 حداکثر 0.40 حداکثر 0.10 حداکثر0.030 حداکثر 0.40

 

محتوای کربن با تشکیل مارتنزیت پرکربن پس از کوئنچ، بالاترین سطح سختی و استحکام را در این آلیاژ فراهم می‌کند، در حالی که همین کربن بالا چقرمگی و جوش‌پذیری را کاهش می‌دهد؛ به همین دلیل گرید 1221 برای قطعات سختکاری‌شده‌ای مناسب است که جوشکاری در آن‌ها نقش اصلی ندارد [۶]. منگنز با افزایش سختی‌پذیری و پیوند با گوگرد و تشکیل سولفید منگنز، هم عمق سختی را اندکی بهبود می‌دهد و هم از ترک‌خوردگی گرم جلوگیری می‌کند، در حالی که اثر آن بر سختی‌پذیری در غیاب کروم و مولیبدن محدود می‌ماند؛ نقش آن بیشتر کنترلی است تا تعیین‌کننده [۸]. سیلیسیم با ایفای نقش اکسیژن‌زدا در فولادسازی و تقویت محلول جامد فریت، استحکام زمینه را اندکی افزایش می‌دهد، در حالی که در مقادیر بالا می‌تواند کارپذیری را کاهش دهد؛ از این‌رو محتوای آن به حداکثر 0.40 درصد محدود می‌شود.

1221

فسفر و گوگرد در این فولاد به‌عنوان ناخالصی کنترل می‌شوند و هر دو به حداکثر مجاز محدود شده‌اند، زیرا فسفر تردی و گوگرد کاهش چقرمگی عرضی را به همراه دارد؛ به این ترتیب، استاندارد سقف 0.030 درصد برای فسفر و 0.035 درصد برای گوگرد تعیین می‌کند [۳]. نکته متالورژیکی کلیدی این گرید، نبود عناصر کاربیدساز و نیتریدساز قوی مانند کروم، مولیبدن و وانادیوم در سطح مؤثر است؛ این کمبود مستقیماً توضیح می‌دهد که چرا سختی‌پذیری این فولاد کم است و چرا فرآیندهایی مانند نیتراسیون آلیاژی روی آن پاسخ محدودی می‌دهند. عناصر باقیمانده مانند کروم، نیکل و مس تنها به‌عنوان مقادیر جزئی و در سقف‌های پایین حضور دارند و نقش طراحی‌شده‌ای در رفتار آلیاژ ایفا نمی‌کنند. کل رفتار متالورژیکی گرید 1221 را می‌توان عملاً با یک متغیر اصلی یعنی محتوای کربن و یک متغیر فرآیندی یعنی سرعت سرمایش توضیح داد؛ سادگی‌ای که هم نقطه قوت اقتصادی و هم منشأ محدودیت‌های آن است.

یکی از پیامدهای مستقیم محتوای کربن بالا، کاهش جوش‌پذیری این گرید است که در طراحی باید جدی گرفته شود. کربن معادل بالای این فولاد خطر تشکیل مارتنزیت ترد در منطقه متأثر از حرارت جوش و در نتیجه ترک سرد را افزایش می‌دهد؛ از این جهت، جوشکاری این گرید در صورت لزوم به پیش‌گرم و پس‌گرم دقیق نیاز دارد [۶]. در مقابل، گریدهای کم‌کربن‌تر همین خانواده مانند 1191 جوش‌پذیری به‌مراتب بهتری دارند و برای سازه‌های جوشی مناسب‌ترند. ازاین‌رو، انتخاب گرید 1221 معمولاً برای قطعاتی منطقی است که با اتصال مکانیکی یا بدون جوش ساخته می‌شوند و سختی بالا در آن‌ها اولویت دارد. این مرز کاربردی، یکی از معیارهای روشن در تمایز این گرید از اعضای کم‌کربن‌تر خانواده محسوب می‌شود.

خواص مکانیکی این فولاد به‌شدت به حالت عملیات حرارتی و اندازه مقطع وابسته است. در حالت نرم‌آنیل، سختی این گرید به حداکثر 241 برینل محدود می‌شود تا ماشین‌کاری و شکل‌دهی پیش از سختکاری به‌راحتی انجام شود [۵]. در حالت نرماله، خواص با اندازه مقطع تغییر می‌کند؛ برای مقاطع تا 16 میلی‌متر استحکام کششی نهایی حدود 710 مگاپاسکال، تنش تسلیم حدود 380 مگاپاسکال و ازدیاد طول حدود 10 درصد گزارش می‌شود، در حالی که با افزایش قطر به 17 تا 40 میلی‌متر این مقادیر به ترتیب به حدود 670 و 340 مگاپاسکال کاهش می‌یابند [۵]. این روند نشان می‌دهد که حتی پیش از سختکاری نهایی، اثر اندازه مقطع بر خواص محسوس است و باید در طراحی لحاظ شود. از این جهت، ارائه یک عدد واحد برای استحکام بدون ذکر اندازه مقطع و حالت عملیات حرارتی برای این گرید گمراه‌کننده محسوب می‌شود.

در حالت کوئنچ و تمپر، که حالت کاربردی اصلی این فولاد است، خواص به سطح بالاتری می‌رسد اما همچنان با اندازه مقطع کنترل می‌شود. برای مقاطع تا 16 میلی‌متر، تنش تسلیم حدود 580 مگاپاسکال، استحکام کششی نهایی در محدوده 850 تا 1000 مگاپاسکال و ازدیاد طول حدود 11 درصد به دست می‌آید، در حالی که برای مقاطع 17 تا 40 میلی‌متر استحکام کششی به 800 تا 950 مگاپاسکال و برای مقاطع 41 تا 100 میلی‌متر به 750 تا 900 مگاپاسکال کاهش می‌یابد [۵]. کاهش تدریجی استحکام با افزایش قطر مستقیماً پیامد سختی‌پذیری کم است، زیرا در مقاطع بزرگ‌تر سرعت سرمایش مغز برای تشکیل کامل مارتنزیت کافی نیست؛ در نتیجه ساختار مغز به سمت فازهای نرم‌تر مانند پرلیت و فریت میل می‌کند. این رفتار توضیح می‌دهد که چرا گرید 1221 برای مقاطع نازک تا متوسط بهترین عملکرد را دارد و در مقاطع سنگین باید با احتیاط و با پذیرش افت خواص مغز انتخاب شود. انتخاب درست اندازه مقطع بخشی جدایی‌ناپذیر از طراحی مکانیکی با این آلیاژ است.

رابطه میان سختی و استحکام در این فولاد به طراح اجازه می‌دهد از داده سختی برای برآورد تقریبی استحکام کششی استفاده کند، در حالی که این تبدیل همواره تقریبی است و باید با احتیاط به کار رود. هر افزایش سختی با افزایش استحکام و کاهش هم‌زمان شکل‌پذیری و چقرمگی همراه است؛ در نتیجه، انتخاب سطح سختی نهایی همواره یک مصالحه میان مقاومت سایشی و تحمل ضربه محسوب می‌شود [۱۳]. در کاربردهای ضربه‌ای مانند سرِ ابزار، سختی بیش از حد بالا می‌تواند به شکست ترد منجر شود، در مقابل در کاربردهای سایشی سختی بالاتر یک مزیت روشن ایجاد می‌کند. از این‌رو، تعریف دقیق نیاز عملکردی قطعه پیش از انتخاب سطح سختی، گامی تعیین‌کننده در طراحی با این گرید است.

خواص فیزیکی این گرید با سایر فولادهای ساده‌کربنی هم‌خوانی دارد و در محاسبات طراحی حرارتی و مکانیکی به کار می‌رود. چگالی این فولاد حدود 7.85 کیلوگرم بر دسی‌متر مکعب، مدول الاستیسیته در دمای محیط حدود 210 گیگاپاسکال و رسانندگی گرمایی آن حدود 46 وات بر متر·کلوین است [۴]. ضریب انبساط حرارتی این آلیاژ از حدود 11.1 در دمای 100 درجه سانتی‌گراد به تدریج به حدود 14.1 در دمای 600 درجه سانتی‌گراد افزایش می‌یابد و ظرفیت گرمایی ویژه آن حدود 460 ژول بر کیلوگرم·کلوین است؛ این مقادیر در طراحی فرآیندهای حرارتی و پیش‌بینی تنش‌های حرارتی اهمیت دارند [۴]. مدول الاستیسیته با افزایش دما کاهش می‌یابد و در حدود 500 درجه سانتی‌گراد به نزدیک 178 گیگاپاسکال می‌رسد [۴]، که در طراحی قطعات کارکننده در دمای بالا باید لحاظ شود. بنابراین، اگرچه این خواص فیزیکی متمایزکننده نیستند، شناخت دقیق آن‌ها برای مدل‌سازی رفتار قطعه در شرایط واقعی ضروری است.

عملیات حرارتی، قلب رفتار کاربردی گرید 1221 را تشکیل می‌دهد و هر مرحله آن پنجره دمایی مشخصی دارد. آهنگری این فولاد در محدوده حدود 850 تا 1050 درجه سانتی‌گراد انجام می‌شود و پس از آن سرمایش آرام برای جلوگیری از ترک توصیه می‌شود [۹]. نرم‌آنیل در محدوده 650 تا 700 درجه سانتی‌گراد با سرمایش آهسته در کوره انجام می‌شود و ساختاری نرم با سختی حداکثر 241 برینل ایجاد می‌کند که برای ماشین‌کاری ایده‌آل است [۵]. نرماله‌سازی در محدوده 820 تا 860 درجه سانتی‌گراد با سرمایش در هوا انجام می‌شود و ساختار دانه‌ریز یکنواختی را برای عملیات بعدی فراهم می‌کند [۱۰]. این مراحل مقدماتی، زمینه متالورژیکی لازم برای سختکاری نهایی موفق را آماده می‌کنند و نباید نادیده گرفته شوند.

سختکاری اصلی این گرید با آستنیته‌سازی در محدوده 800 تا 840 درجه سانتی‌گراد و سپس کوئنچ سریع انجام می‌شود؛ دیتاشیت کارخانه‌ای کوئنچ در آب از دمای حدود 830 درجه سانتی‌گراد را به‌عنوان شرط مرجع ذکر می‌کند، در حالی که برای مقاطع نازک کوئنچ در روغن نیز برای کاهش خطر ترک به کار می‌رود [۴][۵]. پس از کوئنچ کامل، سختی سطحی این فولاد به‌دلیل محتوای کربن بالا می‌تواند به حدود 62 راکول C برسد، که نزدیک به بیشینه نظری برای محتوای کربن آن است [۶]. این سختی بالای حالت کوئنچ‌شده اما با تردی زیاد همراه است؛ به همین دلیل تمپرینگ بلافاصله پس از کوئنچ برای رساندن قطعه به توازن مطلوب سختی و چقرمگی ضروری است. عملیات کوئنچ و تمپر همواره به‌صورت یک چرخه پیوسته طراحی می‌شود، نه دو مرحله مستقل.

تمپرینگ این فولاد بسته به هدف طراحی در پنجره وسیعی انجام می‌شود؛ برای کاربردهای عمومی کوئنچ و تمپر، محدوده 550 تا 660 درجه سانتی‌گراد توازن خوبی میان استحکام و چقرمگی فراهم می‌کند، در حالی که برای حفظ سختی بالا تمپرینگ در دماهای پایین‌تر انتخاب می‌شود [۱۰]. رابطه میان دمای تمپر و سختی نهایی برای این گرید در دیتاشیت‌های کارخانه‌ای به‌صورت کمی مستند شده است؛ بر اساس داده میله‌ای با قطر 10 میلی‌متر کوئنچ‌شده در آب از 830 درجه سانتی‌گراد، سختی پس از تمپر در 100 درجه حدود 62، در 200 درجه حدود 59، در 300 درجه حدود 55، در 400 درجه حدود 49، در 500 درجه حدود 40 و در 600 درجه سانتی‌گراد حدود 27 راکول C است [۴]. این روند کاهشی منظم نشان می‌دهد که طراح می‌تواند با انتخاب دقیق دمای تمپر، سختی نهایی را در گستره وسیعی تنظیم کند و قطعه را برای کاربرد خاص بهینه کند. از همین رو، تمپرینگ مهم‌ترین اهرم کنترل خواص نهایی در این فولاد محسوب می‌شود؛ ابزاری که پنجره عملکردی گسترده‌ای را در اختیار مهندس قرار می‌دهد.

کنترل زمان و دمای آستنیته‌سازی نیز در کیفیت نهایی نقش مهمی ایفا می‌کند و نباید نادیده گرفته شود. نگه‌داری بیش از حد در دمای آستنیته به رشد دانه منجر می‌شود که چقرمگی و مقاومت خستگی را کاهش می‌دهد؛ به این ترتیب، زمان نگه‌داری باید تنها برای یکنواخت‌شدن دما و انحلال کربن کافی باشد و نه بیشتر [۱۵]. در کنار این، در قطعاتی که پس از ماشین‌کاری سنگین یا جوشکاری تنش پسماند دارند، یک مرحله تنش‌زدایی در دمای پایین‌تر از تمپرینگ می‌تواند از تاب‌برداشتن و ترک در حین سختکاری جلوگیری کند [۱۵]. بی‌توجهی به این جزئیات فرآیندی می‌تواند به تاب‌برداشتن، ترک یا افت چقرمگی قطعه منجر شود. بنابراین، طراحی عملیات حرارتی این گرید فراتر از انتخاب چند عدد دما است و به کنترل کامل چرخه حرارتی نیاز دارد.

نکته‌ای که در طراحی عملیات حرارتی این گرید باید همواره لحاظ شود، تأثیر سختی‌پذیری کم بر یکنواختی سختی در مقطع است. در مقاطع ضخیم، حتی با کوئنچ شدید، سختی از سطح به مغز به‌سرعت افت می‌کند و ساختار مغز ممکن است به‌طور کامل مارتنزیتی نباشد؛ این موضوع مستقیماً از داده‌های سختی‌پذیری استاندارد قابل پیش‌بینی است [۳]. برای قطعاتی که نیاز به سختی یکنواخت در کل مقطع دارند، یا باید مقطع را نازک نگه داشت یا گرید آلیاژی با سختی‌پذیری بالاتر انتخاب کرد. این محدودیت، مرز روشنی برای کاربرد مطمئن گرید 1221 ترسیم می‌کند و یکی از مهم‌ترین معیارهای انتخاب آن در برابر رقبای آلیاژی است.

مهندسی سطح برای این گرید، به‌دلیل ماهیت ساده‌کربنی آن، مسیر مشخصی دارد که با فولادهای آلیاژی متفاوت است. مؤثرترین روش سطح‌سازی برای این فولاد، سختکاری القایی یا شعله‌ای است؛ در این فرآیند لایه سطحی به‌سرعت تا دمای آستنیته گرم و سپس کوئنچ می‌شود و بدون نیاز به افزودن عنصر آلیاژی، یک لایه مارتنزیتی سخت — با سختی حدود 58 تا 62 راکول C — روی مغزی نسبتاً چقرمه ایجاد می‌کند [۶]. این روش مستقیماً از محتوای کربن بالای آلیاژ بهره می‌برد، زیرا همان کربنی که سختی‌پذیری عمقی را محدود می‌کند، در سطح‌سختی موضعی به یک مزیت تبدیل می‌شود. از این جهت، همافزایی میان عملیات حرارتی حجمی برای ایجاد مغز چقرمه و سختکاری القایی برای ایجاد سطح سخت، اساس طراحی موفق قطعات سایشی از این فولاد را تشکیل می‌دهد.

در میان روش‌های سطح‌سختی موضعی، سختکاری القایی و شعله‌ای دو گزینه اصلی هستند که هر کدام مزیت خود را دارند. سختکاری القایی با کنترل دقیق فرکانس و توان، امکان تنظیم عمق لایه سخت را فراهم می‌کند و برای تولید انبوه با تکرارپذیری بالا مناسب است، در حالی که سختکاری شعله‌ای برای قطعات بزرگ یا تولید تکی انعطاف بیشتری ایجاد می‌کند [۱۵]. عمق لایه سخت در هر دو روش با محتوای کربن این گرید و سرعت گرمایش و سرمایش کنترل می‌شود و باید متناسب با عمق سایش مورد انتظار طراحی شود. ازاین‌رو، انتخاب میان این دو روش بیش از آن‌که یک تصمیم متالورژیکی باشد، یک تصمیم تولیدی بر پایه شکل، اندازه و تیراژ قطعه محسوب می‌شود. به این ترتیب، طراح روش سطح‌سازی را باید هم‌زمان با طراحی فرآیند تولید انتخاب کند.

در مقابل، فرآیندهای نفوذی مبتنی بر عناصر آلیاژی روی این گرید پاسخ محدودی می‌دهند و باید با احتیاط ارزیابی شوند. نیتراسیون که در فولادهای آلیاژی با کروم، آلومینیم و مولیبدن لایه‌های بسیار سخت ایجاد می‌کند، روی این فولاد ساده‌کربنی به‌دلیل نبود عناصر نیتریدساز قوی، لایه‌ای کم‌عمق و با سختی محدود تولید می‌کند؛ به همین دلیل دیتاشیت‌های رسمی هیچ مقدار سختی نیتراسیون مشخصی را برای این گرید گزارش نمی‌کنند و اتکا به اعداد منتشرشده برای فولادهای نیتراسیون آلیاژی برای آن نادرست است [۴]. بوردهی نیز به همین ترتیب برای این گرید یک روش استاندارد و مستند محسوب نمی‌شود. این محدودیت‌ها مستقیماً از ترکیب شیمیایی ساده آلیاژ ناشی می‌شوند و یک واقعیت متالورژیکی هستند، نه نقص داده.

پوشش‌دهی فیزیکی بخار یا PVD نیز برای این فولاد تنها در صورتی مؤثر است که زیرلایه به‌درستی سختکاری و تمپر شده باشد، زیرا یک پوشش سخت و نازک روی زیرلایه نرم تحت بار به‌سرعت دچار شکست می‌شود. بنابراین، توالی درست برای استفاده از پوشش‌های PVD روی این گرید، ابتدا کوئنچ و تمپر یا سختکاری القایی برای ایجاد زیرلایه باربر و سپس اعمال پوشش است [۶]. این وابستگی نشان می‌دهد که مهندسی سطح در این فولاد یک زنجیره به‌هم‌پیوسته است که هر حلقه آن باید با حلقه قبلی هماهنگ باشد. از همین رو، طراحی سطح‌سازی برای گرید 1221 بیش از آن‌که انتخاب یک فرآیند منفرد باشد، طراحی یک سامانه کامل از مغز تا سطح است که در آن سختکاری القایی نقش محوری ایفا می‌کند.

رفتار عملیاتی این گرید در کاربرد واقعی، بازتاب مستقیم خواص متالورژیکی آن است و چند نکته کلیدی دارد. حساسیت به اندازه مقطع مهم‌ترین عامل عملیاتی است؛ قطعه‌ای که در مقطع نازک عملکرد عالی دارد، ممکن است در مقطع ضخیم به‌دلیل افت سختی مغز رفتار کاملاً متفاوتی نشان دهد و این موضوع باید در مرحله طراحی پیش‌بینی شود [۶]. رفتار خستگی این فولاد نیز به‌شدت به کیفیت سطح و حضور لایه سخت سطحی وابسته است؛ سطح سختکاری‌شده القایی با ایجاد تنش فشاری پسماند، مقاومت خستگی را بهبود می‌دهد، در حالی که سطح خام یا دارای عیب می‌تواند نقطه شروع ترک خستگی شود. به این ترتیب، در قطعات تحت بارگذاری متناوب، تمرکز بر کیفیت و سختی سطح اهمیتی بیش از استحکام حجمی پیدا می‌کند.

مقاومت خوردگی این گرید در محیط‌های مرطوب پایین است و این یک محدودیت عملیاتی جدی محسوب می‌شود؛ بدون پوشش محافظ یا روان‌کاری مناسب، قطعه به‌سرعت زنگ می‌زند و عمر سرویس آن کاهش می‌یابد [۸]. علاوه بر این، انتخاب پنجره تمپرینگ باید با دقت انجام شود تا از محدوده‌های دمایی که چقرمگی را کاهش می‌دهند پرهیز شود؛ تمپرینگ در دمای مناسب توازن میان سختی و چقرمگی را تضمین می‌کند و از شکست ترد جلوگیری می‌کند. از این‌رو، رفتار عملیاتی موفق این فولاد نه فقط به ترکیب و عملیات حرارتی، بلکه به طراحی کامل سامانه شامل حفاظت سطحی و شرایط کاری وابسته است. در عمل، همین نگاه سامانه‌ای است که عمر سرویس قطعه و قابلیت اطمینان آن را در کاربرد واقعی تعیین می‌کند.

مکانیزم سایش در قطعات ساخته‌شده از این گرید عمدتاً به سختی سطح و شرایط روان‌کاری وابسته است و با طراحی درست قابل کنترل است. سطح سختکاری‌شده القایی با مقاومت در برابر سایش چسبان و خراشان، عمر قطعه را در شرایط تماس لغزشی به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد، در حالی که در نبود روان‌کاری مناسب حتی سطح سخت نیز به‌تدریج فرسوده می‌شود [۶]. در کاربردهایی مانند غلطک نورد و محورهای تحت تماس، ترکیب سختکاری سطحی با روان‌کاری کافی یک الزام طراحی ایجاد می‌کند. از این جهت، عملکرد سایشی این فولاد را نمی‌توان جدا از سامانه روان‌کاری و شرایط تماس ارزیابی کرد.

جمع‌بندی کاربردی این گرید نشان می‌دهد که جایگاه آن در صنعت کاملاً مشخص و تعریف‌شده است. در صنعت ابزار دستی و کشاورزی، تیغ اره، داس، تیغه خیش و ابزار برشی ساده از این فولاد ساخته می‌شوند؛ در صنعت ماشین‌سازی و خودرو، شفت‌ها، محورها، پین‌ها، چرخ‌دنده‌های کوچک و غلطک‌های نورد با بارگذاری متوسط تا بالا کاربرد اصلی آن هستند؛ و در صنعت تجهیزات عمومی، قطعات سایشی که با سختکاری القایی به سطح سخت نیاز دارند از این گرید بهره می‌برند [۹][۱۲]. در همه این کاربردها، عامل مشترک نیاز به سختی و مقاومت سایشی بالا در مقاطع نازک تا متوسط و در شرایطی است که هزینه فولاد آلیاژی توجیه‌پذیر نیست. انتخاب درست این فولاد همواره با شناخت دقیق محدودیت سختی‌پذیری و برنامه‌ریزی برای مهندسی سطح همراه است.

در جمع‌بندی، 1221 راه‌حل متالورژیکی ایدئال برای طراحانی است که سختی‌پذیری اقتصادی و استحکام کافی را بر پیچیدگی و هزینه فولادهای پرآلیاژ ترجیح می‌دهند و با ترکیب آن با فناوری‌های مهندسی سطح، به بهترین توازن عملکردی دست می‌یابند.

 

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “فولاد CK 60 (1/1221)” لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حمل و نقل و تحویل

محصولات مرتبط

فولاد 1.1525
مقايسه

فولاد 1.1525

فولاد های ابزار کربنی
فولاد 1.1525 یک نوع فولاد ابزار کربنی بوده و در دسته‌ی فولاد‌های پرکربن قرار دارد. این فولاد یکی از گریدهای
افزودن به علاقه مندی
اطلاعات بیشتر
نمایش سریع
66 mn4 (1/1260)
مقايسه

فولاد 66MN4 (1.1260)

فولاد های ابزار کربنی
فولاد 66MN4 (1.1260) که با نام تجاری 66MN4 شناخته می‌شود. این فولاد در دسته فولاد کربنی قرار دارد چون محتوای
افزودن به علاقه مندی
اطلاعات بیشتر
نمایش سریع
فولاد ابزار کربنی 1.1740
مقايسه

فولاد ابزار کربنی 1.1740

فولاد های ابزار کربنی
فولادهای ابزاری کربنی 1.1740 یکی از انواع فولادهای ابزار محسوب می‌شوند که به‌دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد و کاربردهای گسترده‌شان
افزودن به علاقه مندی
اطلاعات بیشتر
نمایش سریع
فولاد ابزاری کربنی 60Mn
مقايسه

فولاد ابزاری کربنی 60Mn

فولاد های ابزار کربنی
کاربرد فولاد 60Mn فولاد 60Mn یکی از فولادهای آلیاژی پرکاربرد در صنایع مختلف است که به دلیل ترکیب شیمیایی خاص
افزودن به علاقه مندی
اطلاعات بیشتر
نمایش سریع
فولاد ck 55
مقايسه

فولاد ck 55

فولاد های ابزار کربنی
فولاد CK55 چیست و چرا یکی از فولادهای پرکاربرد صنعتی است؟ فولاد ساختمانی کربنی CK55 که با نام فولاد1.1203  نیز
افزودن به علاقه مندی
اطلاعات بیشتر
نمایش سریع
فولاد ck 50 | آبتین آلیاژ
مقايسه

فولاد ck 50

فولاد های ابزار کربنی
خرید فولاد |CK50 قیمت روز فولاد ساختمانی کربنی CK50 فولاد ساختمانی کربنی CK50 یکی از فولادهای پرمصرف صنعتی است که
افزودن به علاقه مندی
اطلاعات بیشتر
نمایش سریع
برش های طولی با دستگاه طولی بر 6 متری | پاسارگاد استیل

برش های طولی با دستگاه طولی بر 6 متری

برش در مقاطع مختلف تا قطر 800 میلی متر | پاسارگاد استیل

برش در مقاطع مختلف تا قطر 800 میلی متر

برش تا قطر 200 میلی متر با دستگاه واتر جت | پاسارگاد استیل

برش تا قطر 200 میلی متر با دستگاه واتر جت

icon-cnc

برش های الگو و خاص با دستگاه های CNC و پلاسما

  • تماس با ما
    • 02166780018
    • 02166780019
  • دسته بندی های مهم
    • فولاد های قابل عملیات حرارتی
    • فولاد های ابزاری سردکار
    • فولاد های ابزاری گرمکار
    • فولاد های نیکل بالا
    • فولاد های هیدروژنی و حرارتی
  • لینک های مفید
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • دانشنامه
    • خدمات ما
  • شبکه های اجتماعی
    • اینستاگرام
    • واتساپ
    • تلگرام
    • آپارات
    • فیس بوک
پاسارگاد استیل
  • دسته بندی
  • منو
  • صفحه اصلی
  • دانشنامه
  • تجهیزات و خدمات
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • فولاد های قابل عملیات حرارتی
  • فولاد های ابزاری سرد کار
  • فولاد های فنر
  • فولاد های سمانتاسیون
  • فولاد های ابزاری گرم کار
  • فولاد های قالب پلاستیک
  • فولادهای مقاوم به دمای بالا
  • فولاد های ابزار کربنی
  • فولاد های زنگ نزن
  • فولاد های تند بر
  • فولادهای ساختمانی و کربنی
  • فولادهای اتومات
  • فولادهای نیمه اتومات
  • فولاد های منگنزی
  • فولاد های بلبرینگ و رولبرینگ
  • فولاد های نیکل بالا
  • فولاد های هیدروژنی و حرارتی
  • ویدیو ها
  • علاقه مندی
  • مقايسه
فروشگاه
لیست علاقه مندی ها
0 مورد سبد خرید
حساب من