فولاد ۱.۸۵۱۵ یک فولاد آلیاژی نیتروره بر پایهی کروم–مولیبدن است که در استاندارد اروپایی با نام 31CrMo12 و شمارهی مادهی 1.8515 شناخته میشود و بهطور تخصصی برای قطعاتی مهندسی شده است که سطحی بسیار سخت و مقاوم به سایش را در کنارِ مغزی چقرمه و توانایی کار در دماهای بالا تا حدود 600 درجهی سانتیگراد میطلبند. این فولاد بهدلیل محتوای بالای کروم — حدود ۳ درصد — و افزودن مولیبدن، پس از عملیات کوئنچ و تمپر بستری یکنواخت و پایدار فراهم میکند که زمینهی ایدهآلی برای فرایند نیتراسیون است؛ در جریان این فرایند، کروم و مولیبدن با نیتروژنِ نفوذی نیتریدهای آلیاژیِ بسیار ریز و پایدار تشکیل میدهند که سختی سطحیِ چشمگیر و پایداری حرارتیِ بالایی ایجاد میکنند. در مقایسه با فولادهای نیترورهی آلومینیومدار مانند 34CrAlMo5، این گرید لایهی نیتریدیِ اندکی نرمتر اما بهمراتب چقرمهتر و کمتردتری ایجاد میکند، به همین دلیل در قطعاتی که علاوه بر سختی سطحی به تحملِ بارهای ضربهای و پایداریِ لایه در برابر پوستهشدن نیاز دارند، جایگاه ویژهای دارد.

نیاز صنعتی به فولاد ۱.۸۵۱۵ از آنجا ناشی میشود که بسیاری از قطعات مکانیکی باید همزمان دو خاصیتِ بهظاهر متضاد را داشته باشند: سطحی بهشدت سخت برای مقاومت در برابر سایش و خستگی، و مغزی نرمتر و چقرمه برای تحملِ بارهای دینامیکی و ضربهای بدون شکست ترد. این فولاد در صنعت خودروسازی برای میللنگها، شاتونها، چرخدندهها و شفتهای انتقالِ قدرت که به سطحِ سخت و مقاوم به سایش نیاز دارند به کار میرود؛ در ماشینسازیِ عمومی برای اسپیندلها، پیچهای حرکت، سیلندرها و راهنماهای دقیق استفاده میشود؛ و در صنعت تولید نیرو و توربین برای میلها و اسپیندلهای آسیاب و قطعاتِ تحت سایش و بارِ ضربهای در دماهای بالا کاربرد دارد. علاوه بر این، در صنعت شیرآلاتِ بخارِ داغ برای محور و اسپیندلِ شیرها با قطر تا حدود 100 میلیمتر و در فناوری اکستروژنِ پلاستیک و لاستیک برای پیچهای اکسترودر و سیلندرهای تحت فشار — که همگی به سطح نیترورهی مقاوم به سایش و خزش نیاز دارند — بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد.
با وجود این توانمندیها، فولاد ۱.۸۵۱۵ در حالت پایه و بدون عملیات سطحی محدودیتهای ذاتی دارد که مستقیماً بر طول عمر قطعه اثر میگذارد. مقاومت خوردگیِ این فولاد در حالتِ بدون پوشش پایین است، زیرا محتوای کرومِ آن — هرچند نسبتاً بالا — برای ایجادِ لایهی غیرفعالِ پایدار و خاصیتِ زنگنزنی کافی نیست؛ افزون بر این، سختیِ سطحیِ لازم برای مقاومت در برابر سایش و خستگیِ تماسی تنها از راهِ سختکاریِ حجمی بهدست نمیآید، زیرا کربنِ متوسطِ این فولاد سختیِ کافی برای این کاربردها ایجاد نمیکند. به همین دلیل، مهندسی سطح — و در رأس آن فرایندِ نیتراسیون — نه یک انتخابِ تکمیلی بلکه بخشی جداییناپذیر از چرخهی تولیدِ این فولاد محسوب میشود، و عملکردِ نهاییِ قطعه بیش از هر چیز به کیفیت و کنترلِ همین فرایندهای سطحی وابسته است.
فولاد ۱.۸۵۱۵ در چهارچوب استانداردهای اروپاییِ فولادهای نیتروره تعریف و طبقهبندی شده است و مسیرِ تحولِ این استانداردها جایگاهِ فنیِ آن را روشن میکند. این گرید در ابتدا ذیلِ استاندارد DIN EN 10085 — استاندارد قدیمیِ فولادهای نیتروره — دستهبندی میشد، اما این استاندارد بعدها با DIN EN ISO 683-5 (ویرایش 2021) جایگزین شد که امروزه مرجعِ جاریِ حاکم بر فولادهای نیتروره محسوب میشود و مشخصاتِ ترکیب شیمیایی، حالتِ تحویل و خواصِ مکانیکیِ این گروه را تعیین میکند. در این سیستم، نامِ شیمیاییِ فولاد یعنی 31CrMo12 مستقیماً ترکیبِ آن را بازتاب میدهد: فولادی با حدود ۰٫۳ درصد کربن، حدود ۳ درصد کروم و ۰٫۳ تا ۰٫۵ درصد مولیبدن.
در زمینهی معادلهای بینالمللی باید با احتیاط عمل کرد؛ زیرا 31CrMo12 عمدتاً یک گریدِ نیترورهی اروپایی است که هویتِ آن در سیستم EN/DIN تثبیت شده و انتسابِ معادلهای عددیِ دقیق در سایر سیستمها همواره مستند نیست. بر پایهی جداولِ تطبیقِ مواد، این فولاد در سیستم سوئدی با گروه SS 2240 بهعنوان معادلِ کاربردی — و نه لزوماً نامِ تجاریِ یکسان — گزارش شده است. برای سیستمهای AISI، JIS، AFNOR و GOST، معادلِ عددیِ مستقیم و مستندی برای این گرید در منابعِ معتبر یافت نمیشود؛ از اینرو بهجای انتسابِ معادلهای نامطمئن، منطقیتر است که فولاد ۱.۸۵۱۵ همانگونه که هست — یعنی گریدِ نیترورهی کروم–مولیبدنِ استانداردِ اروپا — در نظر گرفته شود و انتخابِ آن بر پایهی ترکیب و خواص، نه صرفِ نامگذاری، انجام گیرد.

جدول ۱ ترکیب شیمیایی فولاد ۱.۸۵۱۵ [11, 12].
| عنصر | کربن | سیلیسیم | منگنز | فسفر | گوگرد | کروم | مولیبدن | نیکل |
| ۱.۸۵۱۵ | 0.28–0.35 | ≤0.40 | 0.40–0.70 | ≤0.025 | ≤0.035 | 2.80–3.30 | 0.30–0.50 | ≤0.30 |
ترکیب شیمیایی فولاد ۱.۸۵۱۵ پاسخِ آن به عملیات حرارتی و بهویژه رفتارِ آن در نیتراسیون را تعیین میکند، و نقشِ هر عنصر در این میان کاملاً متمایز است. کربن با محتوای حدود 0.28 تا 0.35 درصد، عنصرِ اصلیِ تعیینکنندهی سختیِ مغز است و در مرحلهی آستنیتهکردن در زمینه حل میشود و پس از کوئنچ در شبکهی مارتنزیت به دام میافتد و استحکام و سختیِ پایه را ایجاد میکند؛ با این حال، محتوای کربن بهعمد در حدِ متوسط نگه داشته میشود تا فولاد چقرمگیِ کافی برای تحملِ بارهای دینامیکی را حفظ کند و بستری پایدار برای فرایندِ نیتراسیونِ بعدی فراهم آورد. این تعادلِ ظریف میان استحکام و چقرمگی، ویژگیِ ذاتیِ فولادهای نیتروره است که در آنها سختیِ نهاییِ سطح از عملیاتِ سطحی بهدست میآید، نه از افزایشِ کربن. افزون بر این، کربن دمای شروع و پایانِ استحالهی مارتنزیت را تعیین میکند و افزایشِ آن این دماها را کاهش میدهد و احتمالِ باقیماندنِ آستنیت پس از کوئنچ را بالا میبرد؛ از اینرو کنترلِ دقیقِ فرایندِ سردکردن برای دستیابی به ساختارِ مارتنزیتیِ یکنواخت و پایداریِ ابعادیِ مطلوب ضروری است.
کروم با محتوای بالای 2.80 تا 3.30 درصد، عنصرِ امضای این فولاد و کلیدِ رفتارِ نیترورهی آن است. این عنصر از یک سو سختیپذیری را بهطور چشمگیر افزایش میدهد و کاربیدهای پایدار و سختتری نسبت به سمیتِ سادهی آهن تشکیل میدهد که مقاومتِ سایشی و پایداریِ ساختاری را بهبود میبخشند، و از سوی دیگر — و مهمتر از همه — بهعنوان یک نیتریدسازِ قوی عمل میکند؛ در جریان نیتراسیون، کروم با نیتروژنِ نفوذی نیتریدهای بسیار ریز و همدوسِ CrN را رسوب میدهد که لایهی نفوذیِ سخت و مقاوم به سایش را میسازند و سختیِ سطحی را بهطور چشمگیری بالا میبرند. به همین دلیل، حضورِ حدود ۳ درصد کروم است که فولاد ۱.۸۵۱۵ را از یک فولادِ کوئنچ و تمپرِ معمولی به یک فولادِ نیترورهی تخصصی با پایداریِ حرارتی تا حدود 600 درجهی سانتیگراد تبدیل میکند.

مولیبدن با محتوای 0.30 تا 0.50 درصد، نقشی دوگانه و مکمل ایفا میکند. این عنصر با پایدارسازیِ کاربیدها و جلوگیری از تردیِ بازپختی (temper embrittlement)، اجازه میدهد فولاد در دماهای بالاتر تمپر شود بدون آنکه چقرمگیِ آن افت کند، و همزمان مقاومتِ خزشی و پایداریِ حرارتی را در دماهای عملیاتیِ بالا تأمین میکند؛ افزون بر این، مولیبدن نیز مانند کروم یک نیتریدسازِ فعال است و با تشکیلِ نیتریدهای ریز، سختی و پایداریِ حرارتیِ لایهی نیتروره را تقویت میکند. این همافزاییِ کروم–مولیبدن است که پنجرهی عملکردیِ فولاد ۱.۸۵۱۵ را در دماهای بالا گسترده میکند و آن را از فولادهای نیترورهی صرفاً کرومدار متمایز میسازد.
منگنز و سیلیسیم، عناصرِ فرعیِ اما ضروریِ این فولاد هستند که عمدتاً نقشهای متالورژیکیِ پشتیبان دارند. منگنز با محتوای 0.40 تا 0.70 درصد بهعنوان اکسیژنزدا عمل میکند و با پیوند با گوگرد و تشکیلِ سولفید منگنز (MnS) از اثراتِ مخربِ گوگرد بر چقرمگیِ گرم میکاهد، و در کنارِ آن سهمِ کوچکی در افزایشِ سختیپذیری دارد. سیلیسیم با محتوای حداکثر 0.40 درصد نیز اکسیژنزداست و با حل شدن در فریت از راهِ استحکامبخشیِ محلولِ جامد، تنشِ تسلیم را اندکی افزایش میدهد؛ در مقابل، فسفر و گوگرد بهعنوان ناخالصیهای مضر با حدودِ سختگیرانهی حداکثر 0.025 و 0.035 درصد کنترل میشوند تا از جدایشِ مرزدانهای و کاهشِ چقرمگی جلوگیری شود.
خواص مکانیکیِ فولاد ۱.۸۵۱۵ بهشدت به حالتِ عملیات حرارتی و ضخامتِ مقطع وابسته است و باید میان دو وضعیتِ کاملاً متفاوت — حالتِ آنیل و حالتِ کوئنچ و تمپر — تفکیک شود. این فولاد معمولاً در حالتِ آنیلِ نرم تحویل داده میشود تا ماشینکاری و شکلدهیِ اولیه با سهولت انجام گیرد؛ در این حالت که با حرارتدهی در بازهی 650 تا 700 درجهی سانتیگراد و سپس سرمایشِ آهسته حاصل میشود، ساختاری نرم با کاربیدهای کرویشده ایجاد میشود که سختیِ برینل را تا حداکثر 248 HB کاهش میدهد و ماده را برای ماشینکاریِ دقیق و آمادهسازیِ سطح پیش از نیتراسیون مناسب میکند.

پس از ماشینکاری، قطعات تحت عملیاتِ کوئنچ و تمپر قرار میگیرند تا فولاد به بالاترین ظرفیتِ مکانیکیِ خود در مغز دست یابد. در حالتِ hardened and tempered، استانداردهای اروپایی برای بازهی عمومیِ ضخامتها استحکامِ کششی (Rm) در محدودهی 880 تا 1180 مگاپاسکال، حدِ تسلیم (Rp0.2) حداقل 675 مگاپاسکال، ازدیادِ طول (A) حداقل 10 درصد و انرژیِ ضربهی شارپی (KV) حداقل 25 ژول را تعیین میکنند، در حالیکه سختیِ برینل در این حالت در بازهی 276 تا 339 HB قرار میگیرد. این مقادیر با افزایشِ ضخامتِ مقطع کاهش مییابند؛ زیرا بهدلیلِ «اثرِ جرم»، نرخِ سردشدنِ کندتر در هستهی مقاطعِ ضخیم مانع از تشکیلِ ساختارِ مارتنزیتیِ یکنواخت در تمامِ مقطع میشود و خواصِ هسته را تنزل میدهد.
نکتهی تعیینکننده در فهمِ رفتارِ مکانیکیِ این فولاد آن است که سختیِ سطحیِ بالا در آن نه از راهِ سختکاریِ حجمی بلکه از راهِ نیتراسیون بهدست میآید؛ به همین دلیل مغزِ قطعه در همان بازهی 276 تا 339 HB و استحکامِ 880 تا 1180 مگاپاسکال باقی میماند و چقرمگیِ خود را حفظ میکند، در حالیکه لایهی سطحیِ نیتروره به سختیهای بسیار بالاتری میرسد. این توزیعِ گرادیانیِ سختی — مغزِ چقرمه و سطحِ بسیار سخت — همان ویژگیِ کلیدی است که فولاد ۱.۸۵۱۵ را برای قطعاتِ تحت بارِ ترکیبیِ سایش و ضربه مناسب میکند و آن را از فولادهایی که در تمامِ مقطع سخت میشوند متمایز میسازد.
از منظرِ خواص فیزیکی، فولاد ۱.۸۵۱۵ رفتاری نمونهوار برای یک فولادِ کمآلیاژِ کروم–مولیبدن نشان میدهد؛ چگالیِ آن در محدودهی معمولِ فولادهای آلیاژی، مدولِ یانگ در حدود 210 گیگاپاسکال و ضریبِ انبساطِ حرارتیِ آن در بازهای کنترلشده قرار دارد که برای طراحیِ قطعاتِ دقیق با تلرانسهای تنگ اهمیت دارد. هدایتِ حرارتیِ متوسط و پایداریِ ابعادیِ نسبیِ این فولاد در دماهای کاری، آن را برای قطعاتی که باید در دماهای بالا تا حدود 600 درجهی سانتیگراد ابعادِ خود را حفظ کنند مناسب میسازد، بهویژه از آنرو که فرایندِ نیتراسیونِ زیربحرانی این پایداریِ ابعادی را با کمترین اعوجاج تکمیل میکند.
چرخهی کاملِ عملیات حرارتیِ فولاد ۱.۸۵۱۵ با هدفِ آمادهسازیِ مغزی پایدار و چقرمه پیش از نیتراسیون طراحی میشود و هر مرحلهی آن نقشِ مشخصی دارد. آنیلِ نرم نخستین مرحله است و با حرارتدهی در بازهی 650 تا 700 درجهی سانتیگراد و سرمایشِ آهسته در کوره یا هوا انجام میشود تا ساختار به حداکثر حدود 248 HB نرم شود؛ هدفِ این مرحله هم تسهیلِ ماشینکاری و هم ایجادِ یک ساختارِ اولیهی یکنواخت است که پاسخِ یکدست به مراحلِ بعدی را تضمین میکند.
برای سختکاری، فولاد ابتدا در بازهی دماییِ 870 تا 930 درجهی سانتیگراد آستنیته میشود و زمانِ نگهداری در این دما به ضخامتِ مقطع وابسته است و در استانداردها بهصورتِ عددِ ثابت تعیین نمیشود، بلکه تابعِ ضخامت و روش دانسته میشود. پس از آستنیتهکردن، کوئنچ در روغن انجام میشود تا نرخِ سردشدن از سرعتِ بحرانی عبور کند و ساختارِ مارتنزیتی حاصل شود؛ انتخابِ روغن بهجای آب، سرمایشی ملایمتر فراهم میکند که اعوجاج و خطرِ ترک را در این فولادِ نسبتاً پرآلیاژ کاهش میدهد و یکپارچگیِ قطعه را حفظ میکند.
مرحلهی تمپر در فولادهای نیتروره اهمیتی ویژه و منطقی متفاوت با فولادهای معمولی دارد؛ زیرا دمای تمپر باید نهتنها تعادلِ استحکام و چقرمگیِ مغز را برقرار کند، بلکه باید بالاتر از دمای نیتراسیونِ بعدی باشد تا مغزِ قطعه در طول فرایندِ نیتراسیون از نظرِ متالورژیکی و ابعادی پایدار بماند و دچارِ افتِ سختی یا تغییرِ ابعاد نشود. به همین دلیل، این فولاد معمولاً در دماهای بالا — نوعاً بالاتر از حدود 525 درجهی سانتیگراد — تمپر میشود تا ساختاری پایدار با استحکامِ کششیِ در حدود 1000 مگاپاسکال و حدِ تسلیمِ در حدود 850 مگاپاسکال ایجاد شود که بهخوبی از دمای نیتراسیون (480 تا 570 درجهی سانتیگراد) فاصله دارد. این هماهنگیِ دقیق میان دمای تمپر و دمای نیتراسیون، پیششرطِ اصلیِ موفقیتِ کلِ چرخهی سختکاریِ سطحی است و نادیدهگرفتنِ آن میتواند تمامِ خواصِ بهدستآمده را در فرایندِ نیتراسیون تباه کند.
مهندسی سطح در فولاد ۱.۸۵۱۵ حولِ فرایندِ نیتراسیون بهعنوان روشِ اصلی و ذاتیِ این گرید شکل میگیرد، و همین فرایند است که پتانسیلِ واقعیِ فولاد را آزاد میکند. نیتراسیون در بازهی دماییِ 480 تا 570 درجهی سانتیگراد — یعنی زیرِ دمای بحرانیِ Ac1 — انجام میشود، و از آنجا که فرایندی زیربحرانی است، بدون تغییرِ فازِ حجمی و با کمترین اعوجاج سطح را سخت میکند و ساختارِ کوئنچ و تمپرِ مغز را دستنخورده باقی میگذارد. در جریانِ این فرایند، نیتروژن به سطح نفوذ میکند و با کروم و مولیبدنِ موجود نیتریدهای آلیاژیِ بسیار ریز و همدوس تشکیل میدهد که سختیِ سطحی را بهطور چشمگیری بالا میبرند؛ سختیِ سطحیِ گزارششده برای گریدِ همترکیبِ 32CrMo12 در بازهی 480 تا 570 HV1 قرار دارد که بهعنوان راهنمای تقریبی برای 31CrMo12 نیز در نظر گرفته میشود [11-13]. این فرایند به روشهای گازی و پلاسمایی (یونی) انجامپذیر است؛ روشِ پلاسمایی با کنترلِ دقیقترِ ترکیب و ضخامتِ لایه و امکانِ کار در دماهای پایینتر، سطحی یکنواختتر با کمترین اعوجاج فراهم میکند، در حالیکه نیتراسیونِ گازی برای تولیدِ انبوهِ قطعاتِ بزرگ اقتصادیتر است.
ساختارِ حاصل از نیتراسیون معمولاً از دو ناحیه تشکیل میشود: یک لایهی ترکیبیِ سطحی (compound layer) شامل نیتریدهای آهن مانند ε-Fe2-3N و γ′-Fe4N، و در زیرِ آن یک ناحیهی نفوذی که در آن نیتریدهای آلیاژیِ ریز پراکنده شدهاند. این ساختار علاوه بر سختیِ بالا، تنشهای فشاریِ پسماندِ قابلتوجهی در سطح ایجاد میکند که از جوانهزنی و رشدِ ترکهای خستگیِ سطحی جلوگیری میکند و عمرِ خستگیِ قطعه را بهطور محسوسی افزایش میدهد؛ به همین دلیل پس از نیتراسیون، مقاومت به خستگی و سایشِ فولاد ۱.۸۵۱۵ بهطور چشمگیری بهبود مییابد [2]. عمقِ لایهی نیتروره تابعِ زمان، دما و ترکیب است و در جداولِ عمومی بهصورتِ عددِ ثابت ارائه نمیشود، بلکه بر پایهی الزاماتِ قطعه و ضخامتِ لایهی موردنیاز تنظیم میشود. کنترلِ ضخامت و پیوستگیِ لایهی ترکیبی نیز اهمیتِ ویژهای دارد؛ زیرا این لایه اگرچه سختی و مقاومتِ خوردگیِ سطحی را بالا میبرد، در صورتِ ضخیم و ترد شدن میتواند تحتِ بارهای ضربهای دچارِ پوستهشدن شود، به همین دلیل در بسیاری از کاربردها ضخامتِ آن محدود یا این لایه حذف میشود تا تنها ناحیهی نفوذیِ چقرمه و مقاوم به خستگی باقی بماند.
در کنارِ نیتراسیون، روشهای دیگرِ مهندسی سطح نیز — بسته به کاربرد — قابلِ اعمالاند، هرچند نقشِ آنها در این گرید مکمل است. سختکاریِ انتخابی با انرژیِ موضعی مانند سختکاریِ القایی یا لیزری، بهدلیلِ کربنِ متوسطِ این فولاد امکانپذیر است و میتواند نواحیِ مشخصی را بدون تغییرِ ترکیب شیمیایی سخت کند [7]، اما در عمل این فولاد بیش از هر چیز برای نیتراسیون انتخاب میشود. در حوزهی پوششها، رویکردِ دوگانه (duplex) که در آن یک لایهی نازکِ سرامیکی به روشِ رسوبِ فیزیکیِ بخار (PVD) مانند TiN یا CrN روی سطحِ از پیش نیترورهشده نشانده میشود بسیار مؤثر است؛ زیرا لایهی نیترورهی زیرین پشتیبانیِ مکانیکیِ لازم را برای پوششِ سختِ نازک فراهم میکند و از پدیدهی «پوستهی تخممرغی» — یعنی شکستِ پوششِ سخت روی زیرلایهی نرم — جلوگیری میکند [8, 9].
برای کاربردهایی که سایشِ شدید و ساینده مطرح است، فرایندِ بوردهی نیز بهعنوان گزینهای با سختیِ بسیار بالا قابلِ استفاده است؛ در این فرایند، نفوذِ اتمهای بور در سطح لایهای بینفلزی و بسیار سخت شامل فازهای FeB و Fe2B ایجاد میکند که مقاومتِ سایشیِ استثنایی فراهم میآورد، هرچند تردیِ ذاتیِ این لایه ایجاب میکند که زیرلایه از پیش تمپر شده و چقرمگیِ کافی داشته باشد [10]. انتخابِ دقیقِ روشِ مهندسی سطح — از نیتراسیون تا پوششهای دوگانه و بوردهی — بسته به نوعِ بارگذاری، دمای کار و الزاماتِ عملکردی، نقشی تعیینکننده در طول عمر و عملکردِ نهاییِ قطعه دارد.
رفتارِ عملیاتیِ فولاد ۱.۸۵۱۵ در سرویس، برآیندِ مستقیمِ ساختارِ گرادیانیِ آن است. در برابرِ خستگی، لایهی نیتروره با ایجادِ تنشهای فشاریِ پسماند، شروعِ ترک را از سطح به تعویق میاندازد و مقاومتِ خستگیِ قطعه را بهطور محسوسی بالا میبرد، در حالیکه مغزِ چقرمه از گسترشِ ترک به عمق جلوگیری میکند. در دماهای بالا، حضورِ کروم و مولیبدن و نیتریدها و کاربیدهای پایدارِ آنها پایداریِ ساختاری و مقاومتِ نسبی در برابرِ خزش را تا حدود 600 درجهی سانتیگراد تأمین میکند؛ به همین دلیل این فولاد برای قطعاتِ تحت بار در دماهای بالا مانند اسپیندلِ شیرهای بخارِ داغ مناسب دانسته میشود [13].
از نظرِ خوردگی، فولاد ۱.۸۵۱۵ بهطورِ ذاتی مقاوم به خوردگی نیست و در حالتِ بدون پوشش مقاومتِ خوردگیِ آن پایین ارزیابی میشود؛ زیرا محتوای کرومِ آن برای تشکیلِ لایهی غیرفعالِ پایدار کافی نیست و در محیطهای مرطوب یا خورنده به حفاظتِ سطحیِ مکمل نیاز دارد. مقاومتِ سایشیِ پایهی این فولاد نیز متوسط است و همانطور که اشاره شد، ارزشِ واقعیِ آن تنها پس از نیتراسیون یا پوششدهی آشکار میشود؛ در این حالت مکانیزمِ سایش از حالتِ چسبندهی شدید به سایشِ کنترلشده و جزئی تغییر میکند و جوشِ سردِ میانِ سطوحِ لغزشی بهشدت کاهش مییابد. برای بهبودِ مقاومتِ خوردگی نیز پوششهای تبدیلی مانند اکسیدِ سیاه و فسفاته، یا نیتروکربورهسازی همراه با مرحلهی اکسیداسیون که لایهای اکسیدیِ محافظ ایجاد میکند، بهکار میروند و نفوذِ رطوبت و یونهای خورنده را به تعویق میاندازند.
جمعبندیِ کاربردهای فولاد ۱.۸۵۱۵ نشان میدهد که این گرید در صنایعی حضور دارد که به ترکیبِ سطحِ سخت، مغزِ چقرمه و پایداریِ حرارتی نیاز دارند: از میللنگها، چرخدندهها و شفتهای انتقالِ قدرت در صنعت خودرو، تا اسپیندلها و پیچهای حرکت در ماشینسازیِ عمومی، و از میلها و قطعاتِ آسیاب در صنعت تولید نیرو تا اسپیندلِ شیرهای بخارِ داغ و پیچهای اکسترودر در فناوریِ اکستروژن. در تمامِ این کاربردها ویژگیِ مشترک، نیاز به سطحی مقاوم در برابر سایش و خستگی در کنارِ توانایی تحملِ بارهای دینامیکی و دماهای بالا است.
در نهایت، فولاد ۱.۸۵۱۵ نمونهای شاخص از فولادهای نیترورهی کروم–مولیبدن است که مزیتِ اصلیِ آن دستیابی به سطحی بسیار سخت و مقاوم به سایش در کنارِ مغزی چقرمه و پایداریِ عملکرد تا دماهای حدود 600 درجهی سانتیگراد است. با این حال، محدودیتهای عملیِ آن — شاملِ مقاومتِ خوردگیِ پایهی پایین، وابستگیِ کاملِ عملکردِ سطحی به فرایندِ نیتراسیون و ناتوانی در دستیابی به سختیِ سطحیِ بالا از راهِ سختکاریِ حجمی — ایجاب میکند که این فولاد همواره در کنارِ مهندسیِ سطح دیده شود. با ترکیبِ عملیاتِ حرارتیِ دقیق و فناوریهای مهندسیِ سطح — از نیتراسیون تا پوششهای دوگانه و بوردهی — این محدودیتها برطرف میشوند و فولاد ۱.۸۵۱۵ به سیستمی گرادیانی و متوازن تبدیل میشود که برای دشوارترین شرایطِ عملیاتیِ همراه با سایش، خستگی و دماهای بالا مناسب است.
مراجع
[1] DIN EN ISO 683-5, Heat-treatable steels, alloy steels and free-cutting steels – Part 5: Nitriding steels, 2021.
[2] N. Limodin, Y. Verreman, and T. N. Tarfa, “Axial fatigue of a gas-nitrided quenched and tempered AISI 4140 steel: effect of nitriding depth,” Fatigue & Fracture of Engineering Materials & Structures, vol. 26, no. 9, pp. 811–820, 2003.
[3] M. Gathmann, N. Tönnißen, C. Baron, A. Kostka, M. Steinbacher, and H. Springer, “Surface hardening of high modulus steels through carburizing and nitriding: First insights into microstructure property relationships,” Surface and Coatings Technology, vol. 494, p. 131354, 2024.
[4] STISPFA, “Effect of Chemical Elements in Steel.” https://stispfa.org/resource/effect-of-chemical-elements-in-steel/ (accessed 2026).
[5] K.-E. Thelning, Steel and its heat treatment. Butterworth-Heinemann, 2013.
[6] P. E. Semih Genculu, “Heat Treating Basics-Steels,” CAB Worldwide, 2024.
[7] M. Wendel, F. Hoffmann, and W. Datchary, “Bearing steels for induction hardening–Part I,” HTM Journal of Heat Treatment and Materials, vol. 71, no. 1, pp. 20–34, 2016.
[8] B. Škorić, D. Kakaš, M. Rakita, N. Bibić, and D. Peruško, “Structure, hardness and adhesion of thin coatings deposited by PVD, IBAD on nitrided steels,” Vacuum, vol. 76, no. 2-3, pp. 169–172, 2004.
[9] I. Kladarić, S. Golubić, D. Ćorić, and A. Milinović, “The Influence of Applying PVD Coatings on Adhesion Wear Resistance of Quenching and Tempering Steels,” Metals, vol. 16, no. 2, 2026.
[10] J. Jopek et al., “The Influence of Industrial-Scale Pack-Boriding Process Time on Thickness and Phase Composition of Selected Cold-Work Tool Steels,” Manufacturing Technology, vol. 23, no. 5, pp. 630–637, 2023.
[11] Applus Laboratories, “31CrMo12 | 1.8515 Material Datasheet,” Materials Portal.
[12] Stahlportal, “1.8515 (31CrMo12) Material Data Sheet.”
[13] Virgamet, “31CrMo12, 32CrMo12, 1.7361, 1.8515 – nitriding steel.”
[14] MakeItFrom, “EN 1.8515 (31CrMo12) Nitriding Steel,” material database.