فولاد 7709 یک فولاد کمآلیاژ مقاوم به خزش است که برای کاربردهای دمابالا در صنایع نیروگاهی و پتروشیمی طراحی شده و با نام متالورژیکی 21CrMoV5-7 و شماره متریال 1.7709 شناخته میشود. این فولاد جایگاهی میانی و راهبردی میان فولادهای کروم–مولیبدن متداول مانند 42CrMo4 و فولادهای مارتنزیتی پرآلیاژ با ۹ تا ۱۲ درصد کروم دارد که در بخشهای بسیار داغ توربینهای بخار استفاده میشوند. توسعه این گرید عمدتاً در صنعت انرژی اروپا انجام شده و هدف آن دستیابی به تعادلی بهینه میان استحکام مکانیکی، پایداری ریزساختار و قابلیت اطمینان در شرایط کاری سخت بوده است.

فولاد 7709 بهصورت کوئنچ و تمپرشده مورد استفاده قرار میگیرد و بهگونهای مهندسی شده است که تا دماهای کاری حدود ۵۴۰ تا ۵۵۰ درجه سانتیگراد ریزساختار پایدار خود را حفظ کند. کاربرد اصلی این فولاد در ساخت اتصالدهندههای حساس نظیر پیچ، استادبولت و مهره برای پوسته توربینها، شیرهای بخار و فلنجهای خطوط لوله فشارقوی است. در چنین کاربردهایی، مقاومت در برابر شکست ناگهانی کافی نیست و ماده باید در برابر پدیدهی ریلکسیشن تنش نیز مقاوم باشد؛ پدیدهای وابسته به زمان که در آن نیروی گیرهای پیچ بهتدریج کاهش یافته و میتواند منجر به افت آببندی و بروز نشتی در اتصالات شود.
مبنای طراحی متالورژیکی فولاد 7709 بر ریزآلیاژسازی دقیق وانادیوم در زمینه کروم–مولیبدن استوار است که از طریق تشکیل کاربیدهای پایدار وانادیوم، سختشوندگی رسوبی مؤثری ایجاد کرده و حرکت نابجاییها را محدود میکند. این سازوکار باعث افزایش چشمگیر استحکام خزشی و زمان تا شکست در مقایسه با فولادهای ساده Cr-Mo میشود. علاوه بر این، سختپذیری بالای فولاد امکان دستیابی به خواص مکانیکی یکنواخت را حتی در مقاطع ضخیم تا حدود ۱۶۰ میلیمتر فراهم میسازد؛ ویژگیای حیاتی برای اتصالدهندههای عظیم نیروگاههای توانبالا. بررسی ترکیب شیمیایی، عملیات حرارتی، رفتار مکانیکی و روشهای مهندسی سطح نظیر نیتراسیون و آلومینایزینگ نشان میدهد که این فولاد گزینهای قابل اتکا برای سرویس طولانیمدت در محیطهای خورنده و دمابالا بهشمار میرود.

در صنعت جهانی فولاد، شناخت تطابق گریدها در استانداردهای مختلف ملی و بینالمللی اهمیت اساسی دارد. فولاد 1.7709 اگرچه شماره متریال مشخص در سیستمهای DIN آلمان و EN اروپا است، اما در واقع عضو خانوادهای گسترده از فولادهای کروم–مولیبدن–وانادیوم مقاوم به خزش محسوب میشود که در سراسر جهان شناخته شدهاند. استاندارد مرجع اصلی این فولاد، EN 10269 با عنوان «فولادها و آلیاژهای نیکل برای اتصالدهندهها با خواص مشخص در دماهای بالا و/یا پایین» است که در آن با نام 21CrMoV5-7 معرفی میشود. این گرید پیشتر تحت استاندارد DIN 17240 طبقهبندی میشد و هنوز هم در بسیاری از نقشهها و مستندات قدیمی صنعتی به همین مرجع اشاره میشود. گذار به EN 10269 موجب یکپارچهسازی الزامات در سطح اروپا و کنترل دقیق عناصر باقیمانده بهمنظور تضمین شکلپذیری خزشی یکنواخت شده است [1, 2].
اگرچه معادل شیمیایی کاملاً یکسان برای فولاد 1.7709 در همهی کشورها وجود ندارد، اما معادلهای عملکردی متعددی با رفتار مکانیکی و ریزساختاری مشابه شناسایی شدهاند. در روسیه و اروپای شرقی، فولاد 25Kh1MF نزدیکترین معادل محسوب میشود که مانند 1.7709 در اتصالدهندههای توربین و تجهیزات بخار کاربرد دارد، هرچند دامنه کربن آن در برخی گونهها وسیعتر بوده و میتواند بر جوشپذیری اثر منفی بگذارد. در ایالات متحده، بهجای یک گرید شیمیایی همنام، از استانداردهای مبتنی بر کاربرد استفاده میشود که ASTM A193 گرید B16 مهمترین آنها برای پیچ و مهرههای دمابالا است. در فرانسه، فولاد
20CDV5-07 از نظر ترکیب و خواص مکانیکی عملاً معادل مستقیم 1.7709 بوده و در برنامههای نیروگاهی، بهویژه هستهای، بهطور گسترده استفاده شده است، در حالی که در بریتانیا گریدهای تجاری نظیر Durehete 950 بهعنوان فولادهای مقاوم به خزش با کاربری مشابه شناخته میشوند.

بررسی این معادلها نشان میدهد که با وجود تفاوت در نامگذاری و استانداردها، یک اجماع جهانی درباره کارایی سیستم آلیاژی Cr-Mo-V برای کاربردهای سازهای در دماهای متوسط تا بالا وجود دارد. راهبرد متالورژیکی مشترک در تمامی این فولادها، استفاده از کاربیدهای وانادیوم برای مهار حرکت مرزدانهها و نابجاییها و در نتیجه افزایش مقاومت به خزش است. عملکرد مطلوب فولاد 1.7709 نیز حاصل همین طراحی دقیق شیمیایی و ریزآلیاژسازی کنترلشده است که در آن برهمکنش کروم، مولیبدن و وانادیوم پایداری حرارتی و استحکام بلندمدت ماده را تضمین میکند.
- ترکیب شیمیایی فولاد 7709 [2, 3].
| عنصر | کربن | منگنز | سیلیسیوم | وانادیوم | کروم | مولیبدن | نیکل | آلومینیوم | فسفر | گوگرد |
| 1.7709 | 25/0 – 17/0 | 80/0 – 40/0 | 40/0 ≥ | 35/0 – 20/0 | 50/1 – 20/1 | 80/0 – 55/0 | 60/0 ≥ | 030/0 ≥ | 025/0 ≥ | 030/0 ≥ |
ترکیب شیمیایی فولاد 1.7709 مطابق استاندارد EN 10269 با دقت بسیار بالایی کنترل میشود تا تعادل مناسبی میان سختپذیری، چقرمگی و مقاومت به خزش ایجاد شود. این فولاد در دسته فولادهای کمکربن و کمآلیاژ قرار میگیرد، اما طراحی عناصر آلیاژی آن بهگونهای است که پس از عملیات کوئنچ و تمپر، ریزساختاری یکنواخت و پایدار در کل مقطع قطعه شکل میگیرد. محدودسازی عناصر مضر مانند فسفر و گوگرد، پاکیزگی متالورژیکی فولاد را تضمین کرده و از بروز تردی، افت خواص خزشی و کاهش عمر کاری در سرویسهای دمابالا جلوگیری میکند. در مجموع، ترکیب شیمیایی این گرید بهگونهای تنظیم شده که هم برای مقاطع ضخیم اتصالدهندهها مناسب باشد و هم خواص مکانیکی قابل اعتمادی در طولانیمدت حفظ کند.
کربن نقش اصلی در ایجاد استحکام پایه فولاد را ایفا میکند و در عین حال به اندازهای محدود شده است که جوشپذیری و مقاومت در برابر ترکهای ناشی از کوئنچ حفظ شود. در حالت تمپرشده، کربن با عناصر آلیاژی ترکیب شده و کاربیدهایی را تشکیل میدهد که برای استحکام خزشی ضروری هستند. کروم بهعنوان عامل افزایش سختپذیری، امکان تشکیل ساختار مارتنزیتی یا بینیتی را حتی با نرخهای سرمایش ملایم فراهم میکند و در کنار آن، مقاومت پایهای در برابر اکسیداسیون و پوستهشدن در محیط بخار ایجاد مینماید. کاربیدهای غنی از کروم نیز به استحکام زمینه فولاد کمک میکنند و پایداری آن را در دماهای بالا افزایش میدهند.

مولیبدن ستون فقرات استحکام دمابالای فولاد 1.7709 محسوب میشود. این عنصر با ایجاد استحکام محلول جامد در زمینه فریتی و تشکیل کاربیدهای پایدار، مقاومت فولاد را در برابر نرمشدن حین تمپر و سرویس طولانیمدت بهطور چشمگیری افزایش میدهد. علاوه بر این، مولیبدن با کاهش اثر ناخالصیها در مرزدانهها، از بروز تردی تمپر جلوگیری میکند. وانادیوم عنصر کلیدی تمایز این فولاد نسبت به فولادهای ساده Cr-Mo است؛ چراکه با تشکیل کاربیدهای بسیار ریز و پایدار، پدیده سختشوندگی ثانویه را فعال کرده و حرکت نابجاییها را در دماهای کاری مهار میکند. این ویژگی مستقیماً مسئول مقاومت بالای فولاد در برابر خزش و ریلکسیشن تنش است. نیکل در این فولاد بهصورت کنترلشده حضور دارد تا چقرمگی، بهویژه در دماهای پایین، بهبود یابد بدون آنکه پایداری حرارتی مختل شود. آلومینیوم نیز صرفاً برای اکسیژنزدایی و کنترل اندازه دانه بهکار میرود و مقدار آن محدود نگه داشته میشود تا از تشکیل آخالهای مضر و افت خواص خستگی و ماشینکاری جلوگیری شود.
خواص مکانیکی فولاد 1.7709 عامل اصلی تعیینکنندهی کارایی آن در کاربردهای دمابالا محسوب میشود و بهویژه توانایی این فولاد در حفظ همزمان استحکام و شکلپذیری پس از عملیات کوئنچ و تمپر اهمیت دارد. خواص مکانیکی این گرید هم در دمای محیط و هم در دماهای کاری بالا تعریف و استانداردسازی شدهاند. در حالت کوئنچ و تمپرشده (+QT) و برای مقاطع تا قطر ۱۶۰ میلیمتر، فولاد از استحکام کششی بالا در محدوده ۷۰۰ تا ۸۵۰ مگاپاسکال برخوردار است که آن را برای اتصالدهندههای تحت تنشهای زیاد کاملاً مناسب میسازد. حد تسلیم در دمای محیط حداقل ۵۵۰ مگاپاسکال است که بهعنوان مرز طراحی برای بارگذاری ایستا عمل کرده و تضمین میکند که پیچها در هنگام سفتکاری در محدوده الاستیک باقی بمانند. از نظر شکلپذیری، ازدیاد طول حداقل ۱۶ درصد و کاهش سطح مقطع حداقل ۶۰ درصد نشاندهنده چقرمگی مناسب، تمیزی متالورژیکی و کیفیت صحیح عملیات حرارتی است. همچنین انرژی ضربه شارپی حداقل ۶۳ ژول در دمای محیط، مقاومت مناسبی در برابر شکست ترد حین نصب یا راهاندازی سرد تجهیزات فراهم میکند. سختی فولاد در این وضعیت معمولاً در بازهای قرار دارد که تعادل مطلوبی میان استحکام و ماشینکاریپذیری ایجاد میکند.
ویژگی متمایزکننده فولاد 1.7709، حفظ قابلتوجه حد تسلیم در دماهای بالا است؛ موضوعی که آن را برای سرویسهای طولانیمدت در نیروگاهها و صنایع فرآیندی ایدهآل میسازد. با افزایش دما، حد تسلیم بهصورت تدریجی کاهش مییابد، اما حتی در دماهای بالا نیز بخش قابل توجهی از استحکام اولیه حفظ میشود. در حدود ۳۰۰ درجه سانتیگراد، فولاد بیش از ۸۰ درصد حد تسلیم دمای محیط خود را نگه میدارد و در دماهای بالاتر مانند ۴۰۰ و ۵۰۰ درجه سانتیگراد نیز این مقدار همچنان در سطحی قرار دارد که برای کاربردهای سازهای و اتصالدهندهها قابل اتکا است. حتی در نزدیکی ۵۵۰ درجه سانتیگراد، که مرز بالایی دمای کاری این فولاد محسوب میشود، حدود نیمی از حد تسلیم دمای محیط باقی میماند؛ عددی که برای پیچها و استادبولتهای توربین و خطوط بخار بسیار حائز اهمیت است.
این پایداری مکانیکی در دماهای بالا نتیجه ریزساختار مارتنزیتی یا بینیتی تمپرشده و حضور کاربیدهای پایدار مولیبدن و وانادیوم است. این کاربیدها با مهار حرکت نابجاییها و جلوگیری از رشد مرزدانهها، مانع افت سریع استحکام و بروز خزش زودهنگام میشوند. به همین دلیل، فولاد 1.7709 نهتنها در برابر بارهای استاتیکی مقاوم است، بلکه در برابر پدیدههای وابسته به زمان مانند خزش و ریلکسیشن تنش نیز عملکرد قابل اعتمادی از خود نشان میدهد و همین موضوع آن را به یکی از گزینههای اصلی برای اتصالدهندههای حیاتی در تجهیزات دمابالا تبدیل کرده است.
خواص مکانیکی مطلوب فولاد 1.7709 بهصورت ذاتی وجود ندارند و تنها از طریق چرخه دقیق عملیات حرارتی حاصل میشوند. این فرآیند شامل تبدیل ریزساختار به آستنیت، کوئنچ برای تشکیل مارتنزیت یا بینیت و در نهایت تمپر برای رسیدن به تعادل نهایی میان استحکام و شکلپذیری است. هر مرحله از این چرخه بهطور دقیق کنترل میشود تا ترکیب بهینه سختی، چقرمگی و مقاومت به خزش ایجاد شود.
مرحله سختکاری شامل آستنیتسازی و کوئنچ است. فولاد تا دمایی بین ۸۸۰ تا ۹۵۰ درجه سانتیگراد حرارت داده میشود تا کاربیدها، بهویژه کاربیدهای پایدار وانادیوم، کاملاً حل شوند. معمولاً دمای بین ۹۱۰ تا ۹۴۰ درجه سانتیگراد در صنعت هدفگذاری میشود. زمان نگهداری بسته به ضخامت مقطع بین ۳۰ دقیقه تا یک ساعت متغیر است تا آستنیت یکنواخت شود. برای کوئنچ از روغن استفاده میشود که نرخ سرمایش کافی برای عبور از دماغه منحنی تبدیل پرلیت را فراهم کرده و در عین حال تنش حرارتی شدید و اعوجاج ناشی از آبگیری سریع را ایجاد نمیکند. نتیجه، تشکیل ریزساختار مارتنزیت تیغهای و بینیت است. مطالعات نمودارهای سرمایش پیوسته نشان میدهند که تشکیل مارتنزیت در دماهای حدود ۳۰۵ تا ۴۰۵ درجه سانتیگراد آغاز میشود و زمان سرمایش از ۸۰۰ تا ۵۰۰ درجه سانتیگراد باید کافی باشد تا تشکیل فریت و پرلیت کاهش یافته و استحکام نهایی حفظ شود [4].
مرحله تمپر، حیاتیترین بخش برای دستیابی به چقرمگی خزشی است. فولاد در دمای ۶۸۰ تا ۷۲۰ درجه سانتیگراد به مدت حداقل دو ساعت نگهداری میشود تا رسوب کاربیدها به تعادل برسد. در این مرحله، شبکه مارتنزیتی پرتنش آرام شده و کربنهای اضافی رسوب میکنند. ابتدا کاربیدهای آهن تشکیل میشوند و با رسیدن دما به محدوده ۵۰۰ تا ۶۰۰ درجه سانتیگراد، کاربیدهای آلیاژی ریز مولیبدن و وانادیوم رسوب میکنند. این فرآیند باعث پدیده سختشوندگی ثانویه میشود که طی آن سختی فولاد در محدوده دمایی بالا پایدار باقی میماند یا حتی کمی افزایش مییابد و مقاومت فولاد در برابر نرمشدن، به ویژه در دمای نزدیک ۵۵۰ درجه سانتیگراد، تضمین میشود. پس از تمپر، فولاد بهصورت معمول در هوا خنک میشود تا تنشهای حرارتی جدید ایجاد نشود [5, 6].
برای قطعاتی که تحت ماشینکاری یا جوشکاری گسترده قرار گرفتهاند، انجام عملیات تنشزدایی ضروری است تا از اعوجاج در سرویس جلوگیری شود. این فرآیند شامل حرارتدهی تا محدوده ۵۳۰ تا ۶۵۰ درجه سانتیگراد، نگهداری، و سپس خنککاری تدریجی در کوره تا حدود ۳۰۰ درجه سانتیگراد قبل از خنککاری نهایی در هوا است. این مراحل ترکیبی تضمین میکنند که فولاد 1.7709 هم از نظر استحکام و هم از نظر چقرمگی و پایداری حرارتی عملکرد قابل اطمینانی در کاربردهای دمابالا ارائه دهد.
مهندسی سطح نقش حیاتی در بهینهسازی عملکرد قطعات فولاد 1.7709 دارد، بهویژه در کاربردهایی که با سایش، اصطکاک و خوردگی دمای بالا سر و کار دارند. ترکیب این فولاد، شامل کروم، مولیبدن و وانادیوم، آن را بهطور ویژهای پاسخگو به فرآیندهای نفوذی و پوششدهی سطحی کرده است. با استفاده از این فناوریها، میتوان دوام، مقاومت به خزش و عمر مفید قطعات را بهطور چشمگیری افزایش داد.
نیتریداسیون (گازی و پلاسما) مهمترین روش سختسازی سطحی برای 1.7709 محسوب میشود. طی این فرآیند، اتمهای نیتروژن در دمایی پایینتر از دمای تمپر فولاد به سطح نفوذ کرده و با عناصر آلیاژی مانند کروم، مولیبدن و وانادیوم ترکیب میشوند و کاربیدهای نیترید بسیار سختی را تشکیل میدهند. این کار موجب ایجاد لایه سختی با مقاومت به سایش فوقالعاده و همچنین تنشهای فشاری باقیمانده در سطح میشود که از تشکیل ترکهای خستگی جلوگیری میکند. روشهای مختلف شامل نیتریداسیون گازی با آمونیاک و نیتریداسیون پلاسما هستند؛ نیتریداسیون پلاسما امکان کنترل دقیق ضخامت و ترکیب لایه را فراهم میکند و برای قطعات دقیق مانند محور شیرها و چرخدندهها بسیار مناسب است. سختی سطح نیترید شده معمولاً بین ۸۰۰ تا ۹۵۰ HV بوده و عمق مؤثر لایه نفوذی بسته به زمان فرآیند بین ۰.۱ تا ۰.۶ میلیمتر است [7].
آلومینیزه کردن برای حفاظت در برابر خوردگی و اکسیداسیون در دماهای بالا استفاده میشود. در این روش، آلومینیوم به سطح نفوذ کرده و یک لایه بینفلزی غنی از ترکیبات FeAl و Fe3Al ایجاد میکند. این لایه در محیطهای اکسیدکننده دمای بالا، با تشکیل یک پوشش اکسید آلومینیوم پیوسته و چسبنده، از اکسیداسیون بیشتر و حمله سولفور جلوگیری میکند. علاوه بر این، آلومینیزه کردن مانع از «چسبندگی سرد» یا گیر کردن اتصالات رزوهای میشود که مزیتی حیاتی برای پیچها و مهرههای قابل جداسازی پس از سالها سرویس دمای بالا است. کیفیت این لایه حساس به عیوب پردازشی است و ترک یا تخلخل میتواند حفاظت را کاهش دهد [8].
رسوبدهی شیمیایی بخار (CVD) برای کاربردهایی که نیاز به سختی بسیار بالا و اصطکاک پایین فراتر از نیتریداسیون دارند، استفاده میشود. بهعنوان مثال، پوششهای مولیبدن و کاربید مولیبدن روی 1.7709 با استفاده از تجزیه حرارتی مولیبدن هگزاکربونیل ایجاد میشوند. این پوششها سختی فوقالعادهای دارند و رفتار اصطکاکی بسیار مناسبی ارائه میدهند، به طوری که ضریب اصطکاک در تماس با برنز بسیار پایین است و میتوان ساختار لایهای آنها را برای جلوگیری از انتشار ترک و افزایش چقرمگی مهندسی کرد [9].
سایر پوششها و روشها نیز بسته به کاربرد انتخاب میشوند. برای قطعاتی که تحت فرسایش شدید بخار قرار دارند، مانند نشیمنگاه و پلاگین شیرها، استفاده از Stellite (آلیاژ کبالت-کروم-تنگستن) رایج است که سختی بسیار بالا و پایداری در دمای زیاد ارائه میدهد. پوشش CrN با رسوب فیزیکی بخار (PVD) نیز برای جلوگیری از گیر کردن قطعات و افزایش سختی سطح بهکار میرود. در نهایت، بورایداسیون اگرچه کمتر رایج است، میتواند لایههای سخت FeB و Fe2B با سختی بسیار بالا ایجاد کند، اما دمای بالای فرآیند ممکن است نیاز به عملیات حرارتی مجدد هسته فولاد داشته باشد.
بهطور خلاصه، انتخاب و کنترل صحیح روشهای مهندسی سطح برای فولاد 1.7709 امکان افزایش مقاومت به سایش، اصطکاک، خستگی و خوردگی دمای بالا را فراهم کرده و کارایی طولانیمدت و قابل اطمینان قطعات حیاتی نیروگاهی و صنعتی را تضمین میکند.
عملکرد در برابر خزش یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی فولاد 1.7709 است. مقاومت این فولاد در برابر تغییر شکل وابسته به زمان ناشی از استحکام حرارتی کاربیدهای رسوبی است؛ کاربیدهای وانادیوم و مولیبدن شبکه نابجاییها و مرزدانهها را مهار کرده و مانع بازآرایی ریزساختاری میشوند که موجب خزش میشود. دادهها نشان میدهند که در دمای ۵۰۰ درجه سانتیگراد، مقاومت خزش برای ۱۰۰ هزار ساعت تقریباً ۱۹۹ مگاپاسکال است و در ۵۵۰ درجه سانتیگراد به حدود ۸۲ مگاپاسکال کاهش مییابد، که این کاهش سریع نشان میدهد چرا ۵۵۰ درجه سانتیگراد سقف عملیاتی این فولاد محسوب میشود. فولاد 1.7709 بهعنوان یک ماده «خزشپذیر-چقرمه» طبقهبندی میشود، به این معنا که قبل از شکست، تغییر شکل قابل توجه و کاهش مقطع را نشان میدهد، که این ویژگی پیشآگهی هشداردهندهای برای جلوگیری از شکست ناگهانی ایجاد میکند. با این حال، در طول عمر بسیار طولانی، ریزساختار ممکن است تخریب شود، کاربیدها درشت شده و فازهای نامطلوبی مانند فاز Z رسوب کنند که منجر به افزایش نرخ خزش میشود.
مقاومت به خستگی فولاد 1.7709 عمدتاً تحت تأثیر چرخههای حرارتی (LCF) و ارتعاشات (HCF) است. در خستگی چرخه کوتاه، تغییرات دمایی ناشی از راهاندازی و خاموشی تجهیزات باعث ایجاد کرنشهای حرارتی قابل توجه میشود، اما چقرمگی فولاد مقاومت خوبی در برابر LCF ایجاد میکند. با این حال، تعامل بین آسیبهای خزش و خستگی میتواند منجر به تسریع شکست شود و محدوده مجاز کرنش در دماهای بالا نسبت به دمای محیط کاهش مییابد. در خستگی چرخه بلند، حد خستگی معمولاً حدود نصف استحکام کششی است و برای فولادی با استحکام ۸۰۰ مگاپاسکال، حدود ۴۰۰ مگاپاسکال است. انجام نیتریداسیون و سایر عملیات سطحی میتواند این حد را افزایش دهد، زیرا تنشهای باقیمانده فشاری ایجاد میکند که تشکیل ترکهای خستگی را به تأخیر میاندازد.
فولاد 1.7709 بهطور ذاتی مقاومت کمی در برابر خوردگی آبی دارد و در محیطهای مرطوب به سرعت زنگ میزند، بنابراین حفاظت در حین انبارداری و حملونقل ضروری است. با این حال، حضور کروم تا دمای ۵۵۰ درجه سانتیگراد مقاومت مناسبی در برابر اکسیداسیون ایجاد میکند. برای دماهای نزدیک به حد عملیاتی، انجام آلومینیزه کردن توصیه میشود. در حالت استاندارد کوئنچ و تمپر، سختی متوسط و مقاومت به سایش محدود دارد و برای تماس لغزشی یا سطوح اصطکاکی (مانند محور شیرها) حتماً نیاز به سختسازی سطحی، مانند نیتریداسیون، دارد [10].
فولاد 1.7709 (21CrMoV5-7) یک راهکار مهندسی بهینه برای صنایع نیروگاهی و پتروشیمی است. مزایای اصلی آن شامل هزینه مناسب در مقایسه با آلیاژهای کروم یا نیکل بالا، قابلیت ماشینکاری و تولید قطعات بزرگ و یکنواخت، قابلیت پذیرش عالی برای عملیات سطحی و عملکرد قابل اعتماد در شرایط خزش است. با این حال، محدودیتهای دما، نیاز به احتیاط در جوشکاری و مقاومت کم در برابر خوردگی، از معایب آن محسوب میشوند. کاربردهای غالب این فولاد شامل پیچ و مهرههای دمابالا برای توربینهای بخار، قطعات فشارسنج و دیگها، اجزای داخلی شیرها و روتورهای توربین است. انعطافپذیری آن در پذیرش پوششهای سطحی پیشرفته، تضمینکننده تداوم استفاده از این فولاد در نسل بعدی سیستمهای مهندسی خواهد بود.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.